تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي في رؤية النهج ورواية التاريخ ( رفتار شناسى امام على در آيينه تاريخ ) ( فارسي ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
- عدل و ظلم : « روز داد بر ستمگر سخت‌تر است از روز ستم بر ستم بر . » « 1 » - علم و جهل : « خدا بر عهدهء نادانان ننهاد كه دانش آموزند تا بر عهدهء دانايان نهاد كه بدانان بياموزند . » « 2 » شايد اين دو بعدى بودن انتخاب در يك محور اصلّى خلاصه شود كه همواره عنوان حكومت عملى اسلام بوده است ، و در يك عبارت معمول جلوه‌گر است : « امر به معروف و نهى از منكر » ، كه وظيفهء معروف محتسب از آن به وجود آمد . ولى بىهمتا و گرانبها بودن آن در نزد على ( ع ) در قاطعيت و دقت در اجراى احكام متجلى است كه با استناد به ايمان عميق و دانش گسترده ، راه را براى آن گشود تا به صورت مناسب به حكم تشريعى تبديل گردد . ( كه از مثالهاى نخستين در دوران حكومتش قتال اهل قبله در جنگ جمل بود ) « 3 » . اين نكته راهى به سوى توصيف امر به معروف و نهى از منكر است كه در سخن آن حضرت خطاب به اهل بصره بيان شده است : « راهى است كه گشاده و روشن است . چراغش نورانى و پرتوافكن است . ايمان را بر كرده‌هاى نيك دليل توان ساخت و از كردار نيك ايمان را توان شناخت . به ايمان علم آبادان است . . . و همانا امر به معروف و نهى از منكر از صفتهاى پروردگارند ، . . . و بر شما باد به كتاب خدا كه ريسمان استوار است ، و نور آشكار است ، و درمانى است سود دهنده ، و تشنگى را فرونشاننده . چنگ در زننده را نگهدارنده ، و در آويزنده را نجات بخشنده . نه كج شود ، تا راستش گردانند ، و نه به باطل گرايد تا آن را برگردانند . كهنه نگردد به روزگار ، نه از خواندن و نه از شنيدن بسيار . راست گفت آن كه سخن گفت از روى قرآن ، و آن كه بدان رفتار كرد پيش افتاد از ديگران . » « 4 » و اين چنين طريقت - راه - به سطح « منهاج » - شيوه و روش - تعالى مىيابد و ريسمان استوار ، آن را به سوى سرچشمه مىكشاند . و كتاب خدا نورى باقى مىماند كه در دل و عقل پرتو مىافكند ، و بازگشت به آن در دشوارترين شرايط انسان را بىپاسخ
هامش
( 1 ) همان : كلمات قصار ، شماره 341 ، ص 421 . ( 2 ) همان : كلمات قصار ، شمارهء 478 ، ص 445 . ( 3 ) ابن خلدون آورده است كه محتسب به جستجوى منكر در مىآمد و به ميزان توانايى خود در از بين بردن آن مىكوشيد و مردم را به رعايت منافع عمومى در شهر وامىداشت ، مقدمه : ص 198 . ( 4 ) نهج البلاغه ، خطبهء 156 ، صص 156 - 155 .