همانطور كه اصول تجزيهپذير نيست ، پس به همان صورت در مجازات نيز بايد مساوات برقرار باشد . خواه اتهام به افرادى صاحب نام وارد شود و يا يكى از مردم عادى به انجام كارى خلاف متهم شود . در سايهء اين نگرش ، على ( ع ) يك روز پس از بيعت با وى به عنوان خليفه ، املاك عثمان را مصادره مىكند ؛ بر اين اساس كه هر چه از بيت المال گرفته شده است بايد به آن بازگردد :
« به خدا اگر ببينم به مهر زنان يا بهاى كنيزكان رفته باشد ، آن را بازمىگردانم كه در عدالت گشايش است و آن كه عدالت را برنتابد ، ستم را سختتر يابد . » « 1 »
عدالت در ميان گزينهء دو بعدى قابل توجه كه انتخاب را مستحكم و ريشهدار مىكند ، به طور لا ينقطع و روان و شتابان در بخش وسيعى از نهج البلاغه گسترده است :
- بهشت و جهنم : « هر نعمتى جز بهشت خوار است ، و هر بلايى جز آتش دوزخ - را - عاقبت به شمار . » « 2 »
- خير و شر : « پس راه خير را بگيريد تا هدايت شويد ، و از راه شر برگرديد و به راه راست رويد . » « 3 »
- دنيا و آخرت : « همانا دنيا پشت كرده و بدرودگويان است ، و آخرت روى آورده و از فراز جاى نگران است . » « 4 »
- حق و باطل : « همانا فاضلترين مردم نزد خدا كسى است كه كار حق را از باطل دوستتر بدارد ، هر چند كار حق از قدر او بكاهد ، و او را بيازارد و باطل به دو سود رساند و رتبت او را بالاتر گرداند . سرگردان تا به كجا مىرويد . » « 5 »
- حزب اللّه و حزب الشيطان : « حزب ما حزب اللّه است و گروه سركش حزب الشيطان . هر كس ما و دشمنى ما را برابر داند از ما نيست . » « 6 »
- باطن و ظاهر : « بدان كه هر ظاهرى را باطنى است كه بر مثال آن است ، آنچه ظاهرش پاكيزه بود باطن آن نيز آن چنان است ، و آنچه ظاهرش پليد است ، باطن آن نيز پليد است . » « 7 »
هامش
( 1 ) نهج البلاغه : خطبهء 15 ، ص 16 .
( 2 ) همان ، كلمات قصار ، شمارهء 387 ، ص 431 .
( 3 ) همان ، خطبهء 167 ، ص 174 .
( 4 ) همان ، خطبهء 28 ، ص 29 .
( 5 ) همان .
( 6 ) همان .
( 7 ) همان : خطبهء 154 ، ص 153 .