كه اخلاق گزيده چيست . پس راى خود را به كار مبنديد در آنچه ديده ژرفاى آن را نتواند ديد و انديشه به كنه آن نتواند رسيد . » « 1 »
موانع و توطئههايى كه براى دور كردن او از حكومت در برابرش قرار گرفتند ، در نهايت در برابر روند كارها مشكل ايجاد كردند و سپس موجب فروپاشى آن شدند .
همان گونه كه دولت اسلامى « برنامهاى » باقى ماند كه شكافهاى مختلف در آن ايجاد مىشد ، او نيز شانس ترجمهء افكارش به واقعيت ، به گونهاى كه بنيان جامعه عادل بر اساس پايههاى ثابت را ترسيم كند ، نيافت . ولى از خلال تجربهء پيچيدهاش در حكومت و مواضعى كه در اتخاذ آن پيشتاز بود ، مىتوان با تصوير جامعهاى كه بدان چشم دوخته بود ، آشنا شد . در سفر ارزشمند او ( نهج البلاغه ) مادهاى غنى يافت مىشود كه مىتوان به وسيلهء آن به طرح دولت اسلامى احاطه يافت . طرحى كه در خاطر آن حضرت قرار داشت ، ولى در كميننشستگان ، عمدا و يا از روى گمراهى و يا به خاطر منافع شخصى خود جنگى به راه انداختند كه در برابر اين برنامه قرار گرفت و مانع از ظهور متكامل آن به طور واقعى بر روى زمين گرديد .
الف ) انديشهء سياسى
از جمله چيزهايى كه على ( ع ) را از ديگران متمايز مىكند ، گستردگى علم است كه با مهارت ، آن را در مسير منافع نگرش سياسى درونگر و منسجم خود به كار مىگرفت .
درك عميقش از تاريخ او را در ميان امت بىهمتا كرد ، امتى كه رسوبات گذشته و تعصباتش را به همراه داشت .
« به شبهتها كار مىكنند و به سوى شهوتها مىروند . معروف نزدشان چيزى است كه شناسند و بدان خرسندند و منكر آن است كه آن را نپسندند . . . گويى هر يك از آنان امام خويش است . » « 2 »
و جز تعداد اندكى از افراد ، ديگران نتوانستند با انديشهاش همراهى كرده و با او حركت كنند ، و لذا خارج از چارچوب حركت او قرار گرفتند .
هامش
( 1 ) نهج البلاغه ، خطبهء 87 ، ص 70 .
( 2 ) نهج البلاغه ، خطبهء 88 ، ص 73 .