از نظر ايمان ، تقوى ، علم و جهاد شايسته آن است : ( از مردم ، سزاوار به خلافت كسى است بدان تواناتر باشد ، و در آن به فرمان خدا داناتر « 1 » . ) مستحق دستيابى به خلافت مىدانست و اين خصوصيات است كه او را شايسته آن « وصيت » نمود ؛ وصيتى كه در خلال پاسخش به اقدام انصار در سقيفه ، مستقيما به آن اشاره مىكند :
« اگر امارت از آن آنان مىبود ، سفارش آنان را كردن - وصيت كردن به آنان - درست نمىنمود . » « 2 »
منظور آن حضرت از اين سخن آن است كه رسول خدا ( ص ) به هر كه پس از وى حكومت را در دست گيرد وصيت فرمودند تا با نيكوكارشان - انصار - به نيكويى رفتار كند و از گناهكارشان درگذرد . لذا وقتى به موضوع خلافت مىپردازند بر اساس همين افضليت در صفات و طبيعت جايگاه خود بدان وارد مىشوند . شيخ مفيد اين مطلب را بيان كرده و مىگويد :
« از آيات و نشانههاى خداوند در امير مؤمنان كمال عقل و وقار و معرفت و آگاهيش به خدا و رسول او ( ص ) است [ . . . ] كمال عقلش در دستيابى به معرفت خدا و رسول او ( ص ) بود . نشانهء خداى تعالى در وى شگفتآور است به گونهاى كه روال معمول را شكسته بود . و با اين خصوصيت بر جايگاه و ويژگى خاص او نسبت به آن دلالت داشت . و همچنين گواه شايستگى و آمادگى او براى امامت مسلمانان و حجت بودن بر تمامى مخلوقات است . » « 3 »
پس بدين ترتيب نظريهء سياسى در سايهء اين مفهوم جلوهگر مىشود ، و به همراه آن عظمت نقشى كه على ( ع ) براى ايفاى آن در جهت پيگيرى مسير اسلام آماده شده است ، روشن مىگردد .
« رايت ايمان را ميان شما پابرجا كردم و مرزهاى حلال و حرام را برايتان جدا . از عدل خود لباس عافيت بر تنتان كردم . و با گفتار و كردار خويش معروف را ميان شما گستردم ، تا بدانيد دادگر كيست و نيكوكار چه كسى است و با خود ، شما را نشان دادم
هامش
( 1 ) همان ، خطبهء 173 ، ص 179 .
( 2 ) همان ، خطبهء 67 ، ص 52 .
( 3 ) شيخ مفيد ، الارشاد ، ج 3 ، ص 141 .