تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي في رؤية النهج ورواية التاريخ ( رفتار شناسى امام على در آيينه تاريخ ) ( فارسي ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
حتى شهر مكه را نيز از اين قاعده مستثنى نمىكنيم . يكى از رهبران مكه به نام اسود بن عبد المطلب بن زمعة در جريان مقابله با تلاش عثمان بن حويرث أسدى براى مرتبط ساختن اين شهر با حاكميت بيزانس « 1 » مىگويد : « قريش تصميم جدى گرفته است كه سرزمين‌گشايى نكند و در اختيار ديگران نيز قرار نگيرد . » « 2 » يعنى استقلال خود را بدون تعرض به ديگران حفظ كند . كه اولين معناى آن چنين است : محتوا و مضمون « دولتى » كه در نخستين جامعهء اسلامى از خلال قرآن كريم و تشكيلات ادارى ، اقتصادى و سياسى برآمده از آن وجود داشت ؛ و الگويى متفاوت با نمونه‌هاى همپيمانى قبيله‌ها و يا ديگر روشهاى « دولت‌هاى » قديمى عرب را ارائه مىكند . ولى اين « دولت » يا حكومت پس از رحلت رسول خدا ( ص ) على رغم دسترسى به ژرفاى ميراث محمدى ( ص ) و در آميختن باتجربه‌اى هدايتگر و راهبر - حكومت در مدينه - در اسارت نگرانى كه از بيعت سقيفه با آن همراه شد ، باقى ماند و اين نگرانى مانع از دستيابى آن به نظامى گرديد كه به تمام معنا با تجربهء رسول خدا ( ص ) در اين باره همسطح باشد ؛ به ويژه در زمينهء شيوهء حكومت‌دارى و فائق آمدن بر آشفتگيهايى كه در رويارويى با چالشهاى مرحله با آن مواجه شد . در تعبير از « دولت » - حكومت - خلافت مورد استفاده قرار گرفت ، كه برخاسته از اين تصور فقهى است : مسلمانان ، امت پيامبرى هستند كه پايان بخش پيامبران بود و از اين نظر رئيس آنان خليفه‌اى است كه رهبرى « جامعهء الهى » كه خداوند براى آن آماده‌شان ساخت ، به او منتقل مىشود « 3 » . اين چيزى بود كه ابو بكر را بر آن داشت تا خود را « خليفهء رسول خدا » بنامد ؛ به اين عنوان كه در تطبيق و اجراى برنامه‌هاى اين جامعه در دو بعد دينى و دنيايىاش نماينده و جانشين رسول خداست .
هامش
( 1 ) ابو الطيب الفاسى المكى ، شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ، صص 109 - 108 . ( 2 ) مصعب الزبيرى ، نسب قريش ، دار المعارف مصر ، صص 210 - 209 . ( 3 ) رضوان السيد ، همان : ص 14 .