نيايد درشتى پيش گير ، و برابر رعيت فروتن باش ، و آنان را با گشادهرويى و نرمخويى بپذير ، و با همگان يكسان رفتار كن ، گاهى كه گوشهء چشم به آنان افكنى يا خيرهشان نگاه كنى ، يا يكى را به اشارت خوانى ، يا به يكى تحيتى رسانى ، تا بزرگان در تو طمع ستم بر ناتوان نبندند ، و ناتوانان از عدالتت مأيوس نگردند . » « 1 »
جنگى كه عمدهء وقت خلافت على ( ع ) را به خود گرفت و ديگر رويدادها را تحت الشعاع خود قرار داد ، نتوانست مانع از جلوهگر شدن جنبهء ديگر حكومت وى شود كه شامل فعاليتهاى سياسى ، اجتماعى و اقتصادى بود .
اگر چه جنگها و منازعات به گونههاى متفاوت بيشترين جاذبه را براى مورخين دارند ، ميراثى كه امام على ابن ابى طالب ( ع ) در « نهج » - شيوهء - خود بر جاى گذاشت صرفا يك تئورىپردازى ذهنى براى حكومت نيست ؛ بلكه تجربهاى عظيم در مرحلهء اجراى واقعى يك برنامه است . اين « حكومت » بار ديگر و براى مدتى بس طولانى مورد هدف قرار گرفت و جز در اذهان گروههاى اپوزسيون در جاى ديگرى يافت نمىشود ، كه آن هم ديربازى است در درون آرزوهاى دشوارش در حال احتضار است .
2 انديشهء كشوردارى « 2 »
در نهج البلاغه
در مورد معناى « الدوله » - حكومت و يا كشور - در كتاب لسان العرب به نقل از جوهرى نقل شده است :
هامش
( 1 ) نهج البلاغه ، نامهء 46 ، ص 320 .
( 2 ) در متن كتاب از كلمه « الدوله » استفاده شده است كه در ادبيات امروزى جهان عرب هم حكومت معنا مىدهد و هم از آن به كشور تعبير مىگردد .