تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي في رؤية النهج ورواية التاريخ ( رفتار شناسى امام على در آيينه تاريخ ) ( فارسي ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
شيوهء آن حضرت در برخورد با داورى همان روشى است كه در برخورد با سقيفه پيش گرفت ؛ و يا بخش اعظم همان برخورد در اينجا متجلى است بىآنكه سازشكارى و يا عدول از اصول به انديشهء امام خطور كند . البته جز آنچه به نفع مصلحت مسلمانان و وحدت آنان بود ، درست همان گونه كه در اين گفتهء آن حضرت در مورد « داورى » روشن است : « من اين كار را كردم تا نادان خطاى خود را آشكارا بداند و دانا بر عقيدت خويش استوار ماند . و اينكه شايد در اين مدت كه آشتى برقرار است خدا كار اين امت را سازوارى دهد تا از سختى و فشار برهد ، و ناچار نشود با شتاب جستجوى حق را واگذارد و از آغاز به گمراهى گردن درآرد . » « 1 » ولى نتايج داورى ، امام على ( ع ) و اصحابش را نااميد ساخت . در اينجا نمىخواهيم وارد اين بحث شويم كه آيا ايشان از پيش به نتايج داورى آگاه بودند يا اينكه اين واقعه بر اساس يك برنامهء طراحى شده كه طى آن نمايندهء آنها ابو موسى اشعرى ، فردى كه بار ديگر اثبات كرد با خليفه صادق نيست ، انجام گرفت . بىترديد حميت و تعصب قبيله‌اى بيشترين تأثير را در روند اين درگيرى داشت و پس از يك سلسله شكستها براى جبههء عراق ، ارزشها در برابر سازشكارى شكست خورد و اسلام اصولى در برابر اسلام قبيله‌اى تضعيف گشت و اسلام قبيله‌اى در تثبيت اوضاع خود گامى به پيش نهاد . امام على ( ع ) يك طرح و برنامهء اصولى را پيش گرفته بود كه با برنامهء اسلام تلفيقى كه پيروانش در خلافت ، تصوير « دار الندوه » را مىديدند برخورد مىكرد . اين وضعيت موجب شد كه مقابله با آنان يك درگيرى محورى در برنامهء على ( ع ) گردد ؛ بر خلاف ديگر حركتهاى تمرد كه خليفه با روش متفاوتى با آنها برخورد مىكرد . حركت بصره صرفا يك خيزش بود كه پس از كشته شدن دو فرمانده آن ( طلحه و زبير ) كه بر خلاف تمايل على ( ع ) انجام گرفت ، پايان يافت . در حالى كه آن حضرت براى حركت خوارج توجيهاتى را قائل بودند . اين مطلب را در آخرين وصيت آن حضرت به فرزندش امام حسن ( ع ) ملاحظه مىكنيم كه فرمود :
هامش
( 1 ) نهج البلاغه : خطبهء 125 ، ص 123 .