درگيرى و يا در آن سوى جبهه ! . در هر حال ، گفتگوى على ( ع ) با معاويه براى اجتناب از خونريزى بود . در حالى كه فداكارى از رفتار معمول او تفكيكناپذير بود و عادت داشت كه مشكلات را با مايه گذاشتن از خود حل كند ، ولى اين گفتگو از اصولى بودن جدا نبود . زيرا گفتگو و اصولى بودن هر دو به طور كامل و نه جزئى با مسئلهء محورى يعنى اسلام ارتباط داشت . رفتار او هيچگاه از خط مستقيم اسلام جدا نمىشود ، چه در جايگاه حاكم باشد و يا خارج از حاكميت ، در موقعيت مخالف آن قرار گيرد .
اگر برخى چنين ديدهاند كه پذيرش « داورى » يك موضع مذاكراتى بود كه اصولى بودن على ( ع ) را خدشهدار مىسازد ؛ و در اين زمينه به رفتار سازشكارانه در مذاكرات « داوران » استناد مىكنند ، بايد گفت كه اين عقيده نمىتواند بيانگر حقيقت و موضع اصولى در برابر داورى باشد . در گذشته نيز موضع مشابه آن را در حديبيه شاهد بوديم ؛ كه گويى على ( ع ) از آن الهام گرفته است ؛ به ويژه در متن « سند » . با اين تفاوت كه وضعيت آن زمان سختتر از اوضاع در آستانهء حديبيه بود . اما اين گفته كه « داورى » نيرنگى بود كه على ( ع ) در شرك آن واقع شد ، يا فرصتى براى خروج از گردابى بود كه خود را در آن يافت ؛ با دادههاى تاريخى تناقض دارد . اين دادهها اجماع دارند كه جبههء عراق به رغم تناقضات و شكافهاى موجود در آن ، در وضعيت بدى قرار نداشت . ولى با تمرد كسانى كه « خوارج » نام گرفتند و عليه داورى شوريدند ، ضربهاى قوى بر آن وارد آمد . همچنين جبههء عراق با جدايى كسانى كه ارتباطهاى سرى با معاويه برقرار كرده بودند ، تهديد شد .
در سايهء اين واقعيت مىتوان پذيرش « داورى » از سوى على ( ع ) و ورود به گفتگويى را كه به آن باور نداشت تفسير و توجيه كرد و شايد اين اقدام تأثيرات مثبتى نيز بر جبههء عراق گذاشته باشد ، از جمله بهره بردن از عنصر زمان براى درمان مسئلهء خوارج و بازنگرى كلى در وضعيت جبهه .
پذيرش داورى عدول از شيوهء سياسى خليفه و يا پشت پا زدن به اصولى بودن نيست و ما به روشنى آن را در بيان دلايل پذيرش داورى از سوى آن حضرت ملاحظه مىكنيم :
الإمام علي في رؤية النهج ورواية التاريخ ( رفتار شناسى امام على در آيينه تاريخ ) ( فارسي ) — صفحة 138
مساهمون: ابراهيم بيضون
ص١٣٨