تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي في رؤية النهج ورواية التاريخ ( رفتار شناسى امام على در آيينه تاريخ ) ( فارسي ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
كه خود را « خوارج » ناميدند . روايت تاريخى اين رويداد را خلاصه كرده و مىگويد : « وقتى داورى واقع شد و على ( ع ) از صفين مراجعت كرد ؛ آنها نيز در اختلاف با او به كوفه بازگشتند . وقتى به نهر رسيدند در آنجا اقامت گزيدند . على ( ع ) به همراه مردم به كوفه وارد شد ولى آنها به حروراء رفتند . خليفه عبد اللّه بن عباس را به سوى آنان فرستاد ولى بىآنكه كارى از پيش برد بازگشت . آنگاه خود به سوى ايشان رفت و با آنان به گفتگو پرداخت ، تا آنكه ميانشان رضايت واقع شد . » « 1 » ولى اين توافق با خوارج چيزى جز يك ترك مخاصمهء كوتاه نبود ؛ بعد از آن اين افراد به منظم كردن صفوفشان پرداختند و نيزه‌هاشان را به سپاهى سپردند كه زير پرچم آن به جنگ درآمدند . آيا اين يك « توطئه » جديد بود كه على ( ع ) با آن مواجه شد و نتيجهء آن خطرناك‌تر از خود تحكيم بود ؟ شايد در ارزيابى نتوان به اين نتيجه رسيد ، ولى شرايطى كه تمرد خوارج در آن روى داد و موقعيت زمانى كه براى شورش خود برگزيدند ، به يك توطئه مىماند كه براى خليفه غير منتظره بود . على ( ع ) در آن هنگام با جديت در تلاش بود تا نيروهاى خود را در « نخيله » بازسازى كند « 2 » ؛ و مجددا براى جنگ آماده شود . درست است كه خوارج پس از داورى ، على ( ع ) و معاويه و همهء كسانى كه به همراهشان در موضوع تحكيم وارد شده بودند را محكوم كردند ، ولى حركت آنان در حقيقت ضد خليفه و عملا به نفع دشمن او بود كه كفه‌اش پس از اين تحولات سنگينتر شد و در وضعيتى قرار گرفت كه مىتوانست ضربات پىدرپى به جبههء عراق وارد سازد . سركردهء حركت خوارج ، عروة بن أدية بود كه به مقابله با اشعث كندى ، بارزترين چهرهء مبلغ « داورى » ، درآمد . و نزديك بود كه او را به قتل رساند « 3 » . پس از آنكه انديشهء « خروج » در ميان قبيلهء ابن أدية ( تميم ) رو به رشد نهاد و حروراء كه يكى از روستاهاى كوفه بود به محل تجمع اين قبيله و افراد تحت تأثير
هامش
( 1 ) همان ، ص 73 . ( 2 ) فلهوزن ، الدولة العربيه و سقوطها ، ص 71 . ( 3 ) مسعودى ، مروح الذهب ، ج 2 ، ص 393 .