خيلى به بررسى مكان گردهمايى « حكمين » و كسانى كه به همراهشان گواه بر اين كنگره بودند نمىپردازيم . زيرا اين موضوع در روايتهاى تاريخى بسيار مبهم است . اين روايتها بيشتر بر « اذرح » و « دومة الجندل » تأكيد دارند . در تاريخ طبرى آمده است كه توافق شد تا گفتگو در مكانى كه فاصلهاش از اهل كوفه و اهل شام برابر است برگزار شود « 1 » . بر اين اساس احتمال برگزارى آن در أذرح بيشتر مىشود . زيرا فاصلهاش با طرفين تقريبا يكسان است . ياقوت حموى نيز بر اين باور بوده و براى تأييد آن دلايل مهمى بيان داشته است « 2 » . اين گفتگو براى قضيهء كشته شدن عثمان اهميت زيادى قائل گرديد ؛ به صورتى كه قبل از قضاياى ديگر مطرح شد . و بدين ترتيب گفتگو از هدف اصلّى خود منحرف گرديد . اشعرى بدون هيچ درنگى در اين روند قرار گرفت . زيرا خود نيز به طور ضمنى به مجموعهء خليفهء پيشين تعلق داشت . و در نتيجه او در موضع دشمنى با على ( ع ) قرار گرفت ، نه سخنگوى او . هدف از اين كار ايجاد ترديد در مشروعيت خليفه بود و بدين ترتيب معاويه فرصت يافت كه با استفاده از اين شكاف ايجاد شده به سطح رقابت عملى با على ( ع ) برسد . طراح اين نقشهء زيركانه ابن عاص بود . ابن عاص به برانگيختن قضيهء قتل عثمان و كشته شدن مظلومانهء او پرداخت ، بىآنكه نشانهاى در ابو موسى جلوه كند كه حاكى از غير منتظره بودن آن باشد . از جمله تلاش براى موجه جلوه دادن معاويه - همان گونه كه در روايتهاى تاريخى آمده است - با اين تعابير : « كسى كه سياستى نيكو دارد و داراى حسن تدبير است . . . و برادر ام حبيبه همسر پيامبر ( ص ) بوده . . . و يكى از صحابه اوست » « 3 » . و اگر معاويه - اين سخنان را عمرو عاص خطاب به اشعرى بر زبان جارى مىسازد - « داراى سابقه در اسلام نيست ولى تو در اين رابطه حجتى دارى ، بگو : او را ولى دم عثمان مظلوم و خونخواه او يافتم » « 4 » . روايت ابى مخنف در تاريخ طبرى .
اگر چه اشعرى ، در برابر ابن عاص پذيرفت كه « معاويه و آل معاويه اولياى - دم - عثمان هستند » « 5 » ، ولى جارى ساختن اين امر بر قضيهء خلافت ، شايد اصلا به ذهنش نيز
هامش
( 1 ) طبرى ، همان ، ج 5 ، ص 54 .
( 2 ) معجم البلدان ، ج 1 ، ص 130 .
( 3 ) طبرى ، همان ، ص 68 .
( 4 ) همان .
( 5 ) همان .