تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي في رؤية النهج ورواية التاريخ ( رفتار شناسى امام على در آيينه تاريخ ) ( فارسي ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
به گفته اشعرى اين بيانيه بر اساس نظر مشترك وى و عمرو عاص صادر شد . و اين مسأله اتفاق نمىافتاد مگر آنكه از پيش در مورد چنين مسئلهء پيچيده‌اى هماهنگى و تفاهم لازم انجام گرفته باشد . گفتن اين سخن كه نمايندهء « زيرك » معاويه ، نمايندهء « ساده » على ( ع ) را فريب داد - كه او نيز به نوبهء خود سريعا ابن عاص را متهم كرد كه از تأكيد حرف حرف توافق خوددارى كرده است ( نيرنگ ساختى و فسق پيشه كردى ) « 1 » - تصوير واقعى روايت تاريخ را منعكس نمىكند . براى عمرو عاص هر چقدر هم كه در مانور دادن زبردست و زيرك و متبحر باشد ، آسان نبود كه بتواند به اين صورت مرد سالخورده‌اى همچون اشعرى را كه تجربه‌اى بس طولانى در سياست دارد ، فريب دهد . شايد مورخ از خلال قرائت دقيق و آرام روايت تاريخ در اين باره ملاحظه كند : اشعرى كه با تأييد اكثريت يمنيهاى سپاه على ( ع ) براى اين مأموريت برگزيده شد ؛ به طور ضمنى به وارد شدن در درگيرى دفاع از مشروعيت خليفه تمايل نداشت ، البته بدون آنكه در مقابل به شايستگى معاويه براى خلافت باور داشته باشد ، زيرا او يكى از بزرگان مسلمانان يمنى است . در اينجا بود كه با عمرو عاص دچار اختلاف شد و عمرو عاص در مورد نظريه شخصيت « سوم » در برابر همتاى خود نرمش نشان داد ولى نسبت به دوست خود - معاويه - مخلص باقى ماند و طولى نكشيد كه به وى پيوست تا به عنوان خليفه بر او سلام كند ؛ در حالى كه اشعرى از سوى على ( ع ) و بعضى از پيروانش محكوم شد و راه مكه را پيش گرفت « 2 » ، و از درگيرى كه در آن موقع تقريبا رو به پايان بود دورى گزيد . پس از شكست داورى ، طوفان جنگ آرامش يافت و على ( ع ) راهى جز بازگشت مجدد به جنگ نمىديد ، ولى دشواريها و موانع بسيارى بر سر راه او قرار داشت . تصميم صلح نتيجهء نفوذ معاويه در سپاه او و طرفدارى بخش اعظم آنان از داورى بود ؛ همانا خليفه اينك خود را در برابر يك انشعاب عملى مىديد كه در تمرد بخش بزرگ ديگرى از سپاهيانش تحت پوشش « الحكم للّه » متجلى شد « 3 » . و اين گروهى بود
هامش
( 1 ) همان . ( 2 ) همان . ( 3 ) همان ، ص 74 .