تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي في رؤية النهج ورواية التاريخ ( رفتار شناسى امام على در آيينه تاريخ ) ( فارسي ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
سرور اهالى يمن » « 1 » گشوده بود ؛ و او را از ديگر دوستانش از جمله ديگر يمنى بارز در سپاه على ( ع ) - يعنى اشتر كه معاويه به قتل عثمان متهمش مىكرد « 2 » . - متمايز مىشمرد . بدين ترتيب والى شام اشعث را از موضوعى كه مسئوليتش را بر دوش لشكر او مىگذاشت برى مىكرد و موقعيتش را مىستود و غريزه‌هاى قبيله‌اى او را مورد توجه قرار مىداد . علاوه بر در نظر گرفتن قدرت طلبى او به وى مىگفت : « تو بزرگوارانه از اهل عراق حمايت كردى و از روى حميت و تعصب با اهل شام جنگيدى ، سوگند به خدا كه از تو به ما آن رسيد و به آنچه از ما خواستى رسيدى . ما تو را نمىخوانيم كه على را بگذارى و به يارى معاويه بشتابى ، بلكه از تو مىخواهيم كه در جايى بمانى كه مصلحت تو و ما در آن نهفته است » « 3 » . در توصيف موقعيت اشعث در سپاه على ( ع ) ، طبرى مضمونى متفاوت از آنچه نصر نقل كرده است ، ارائه نمىكند . نقش اشعث علاوه بر تلاش براى جا انداختن انديشهء داورى به گونه‌اى كه اشاره شد ، در اين تجلى مىكند كه توانست خليفه و اطرافيان تندرو او را مجبور كند كه از لقب امير المؤمنين « 4 » در گرد هم آيى مقدماتى مذاكرات دو حكم - داوران - استفاده نكنند . چيزى كه براى گروه معاويه به معناى فرود آمدن على ( ع ) از موقعيتش به عنوان خليفه بود . و اين چنين از خلال حلقه‌هايى كه به صورت به هم پيوسته و مكمل يكديگر به وقوع مىپيوست ، و از قبول داورى آغاز شد و به تحميل ابو موسى اشعرى به عنوان نماينده بر حضرت على ( ع ) انجاميد و تا صرفنظر كردن اشعرى از خلافت امير مؤمنان ادامه يافت ؛ على ( ع ) پىدرپى برگه‌هاى خود را از دست مىداد و در اين نبرد به پس مىرفت ، تا آنجا كه او و معاويه به عنوان يك شورشى در برابر خليفه مىجنگيد . او نه فقط در برابر حكومت قانونى قرار گرفته بود بلكه خارج از مجموعهء نخبگان صحابى قرار داشت كه در آن هنگام رقابت بر سر
هامش
( 1 ) نصر بن مزاحم ، وقعة صفين ، ص 408 . ( 2 ) همان . ( 3 ) همان ، صص 409 - 408 . ( 4 ) طبرى ، همان ، ج 5 ، ص 52 .