تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي في رؤية النهج ورواية التاريخ ( رفتار شناسى امام على در آيينه تاريخ ) ( فارسي ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
و در زمانى كه نقش اين فرد منتسب به قبيلهء مذحج كاهش يافت ، اشعث كه رهبر كنده و يا اكثر آنها بود ، نقش فزاينده‌اى در جبههء خليفه مىيافت و جناح مخالف جنگ را تقويت مىكرد . اين كار وى نمىتواند معنايى جز همدلى ضمنى با معاويه داشته باشد . طولى نكشيد كه سير تحولات ، هماهنگى ميان آن دو را نمايان ساخت و روشن كرد كه اشعث از اشعرى و ستمگريهاى وى به دور نبوده است . و آنچه اشعرى پنهان مىساخت اشعث نمايان مىكرد . تصادفى نيست كه اشعث پس از ملاقات با والى شام ، پيشنهاد مىكند كه همپيمانش يعنى اشعرى به عنوان نمايندهء على ( ع ) در داورى تعيين شود « 1 » . روايت ابى مخنف و آنچه در مورد ترديد على ( ع ) نسبت به ابو موسى اشعرى در آن آمده است و اعتراض اشعث به تعيين ابن عباس و يا مالك اشتر ، به ويژه مالك كه او را تندر و طرفدار جنگ مىديدند « 2 » ؛ حقايق مهمى را روشن مىسازد كه به ويژه به هماهنگى موجود بين اشعرى و اشعث مرتبط است و نشان‌دهندهء ستمگرى اشعرى در جلوگيرى از پيوستن مردم به على ( ع ) است كه نسبت به « فتنه » پيش از وقوع آن هشدار مىداد . اعضاى اين جناح فقط به پراكنده كردن مردم بسنده نمىكردند ، بلكه در موضعگيرى خود آن را توجيه مىكردند بىآنكه گفتمانشان - به گونهء معاويه - از عبارتهاى قرآنى تهى باشد ، و آن را در خدمت هدف مشترك خويش به كار مىبستند . بىترديد اين كار آنها به تضعيف موقعيت على ( ع ) ، كه در ابتدا براى كسب وقت از سازش طفره مىرفت ، منجر شد . . . يعنى دعوت به داورى و خونخواهى عثمان ، مرجعيت خليفه را متزلزل كرد و بر تصميم‌گيرى او فائق آمد ، كه بالاجبار متأثر از اين فضا بود ، نه اينكه بر اساس باورهايش اتخاذ شده باشد . آيا اشعث بن قيس كسى است كه فضاى جبههء عراق را به فساد كشيد و باب
هامش
اشعث ، زيد بن حصين طائى و مسعر بن فدكى گفتند : ما جز با او موافقت نمىكنيم . آنچه نسبت به آن هشدار مىداد واقع شد . على ( ع ) فرمود : به او اعتماد ندارم ، از من دورى گزيد و مردم را از من جدا كرد و سپس فرار پيشه نمود تا چند ماه بعد كه به وى امان دادم » . طبرى ، همان ، ص 54 . ( 1 ) همان . ( 2 ) همان .