تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي في رؤية النهج ورواية التاريخ ( رفتار شناسى امام على در آيينه تاريخ ) ( فارسي ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
شايد اين طرح كه زاييدهء ذهن فردى است كه در نيرنگ با معاويه رقابت مىكرد ، يعنى عمرو عاص ، مبتنى بر شناخت دقيق او از اوضاع جبههء عراق باشد كه دچار از هم گسيختگى و تفرقه شده بود . و اگر برخى از رهبران با اخلاص و از خود گذشته در راه اصول وجود نداشتند ، پيروزى براى اين جبهه ميسر نمىشد . اين پيروزى نتايج محدودى داشت زيرا به شكست عملى شام نينجاميد . و در نهايت همين لشكر بود كه تحت فشار رهبران جبههء ديگر ( شام ) على ( ع ) را مجبور به پذيرش « داورى » ساخت . شايد خليفه با همان احساس كه مجبور به ورود به دايرهء جنگ شد ، كه ناشى از اميد داشتن به عنصر زمان بود ، به اين تجربه نيز تن در داد ، و اين درست همان چيزى بود كه طراح اين درخواست ، يعنى ابن عاص در نظر داشت . هشام جعيط از اين فراتر رفته و مىگويد : « اشتباه بزرگى است كه اين كار را يك نيرنگ شيطانى براى گريز از شكست بپنداريم . . . معاويه مغلوب نشده بود و حتى در مسير شكست نيز قرار نداشت بلكه فقط زبانى را به كار مىبرد كه به عنوان زبان رمز قابل فهم باشد . درست به صورتى كه به تنها مرجع مشترك طرفين يعنى قرآن پناه برد . » « 1 » اين تصور با اهميتى كه دارد ، مبتنى بر داده‌هايى خارج از نص و متون تاريخى است . زيرا كه درخواست « داورى » در هر حالتى نمىتواند از سوى يك طرف پيروز و يا لا اقل شكست ناخورده در جنگ مطرح شود . بلكه اين يك راه نجات براى بن‌بستى بود كه معاويه خود را در آن مىيافت . معاويه كه نياز مبرمى به بهبود چهرهء اسلامى خود داشت ، از خلال حكم قرار دادن « مرجع مشترك مسلمانان » خود را به جايگاهى همسان با على ( ع ) ارتقاء مىداد . اما در سوى ديگر ، پس از مطرح شدن اين درخواست ، خليفه در تنگناى شديدى قرار گرفت . به ويژه پس از آنكه دريافت اين درخواست در ميان گروهى از سپاهيانش چه به صورت ضمنى و يا به صورت علنى پذيرفته شده است . و به رغم توصيف دقيق اين دعوت : « نيرنگ است و آنها پيرو قرآن نيستند » « 2 » - بنا به گفتهء يعقوبى - اگر چه شديدا از آن حذر داشت ، ولى به هيچ
هامش
( 1 ) جعيط ، همان ، ص 202 . ( 2 ) يعقوبى : تاريخ ، ج 2 ، ص 188 .
الإمام علي في رؤية النهج ورواية التاريخ ( رفتار شناسى امام على در آيينه تاريخ ) ( فارسي ) — صفحة 98 | ابراهيم بيضون / اصغر محمدى سيجانى