تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
مقام تو قرار گيرد و من در مورد او حجّت و دليلى اقامه كنم و هزار ضربه شلاق كمتر به او بزنم و آنگاه دستور ندهم او را در همان مكانى كه ايستاده است دار بزنند . مأمون گويد : به عجيف نگريستم كه او كفن مرد را پاره كرد و لباسى سفيد بر او پوشانيد .

15 . توصيف مأمون از زبان ابراهيم حاجب

زبير به من گفت : عمويم ، مصعب بن عبد الله ، برايم گفت : روزى ما و شاعرانى نزد مأمون جمع شده بوديم . هر لحظه بر انبوه جمعيت افزوده مىشد . شاعران در مورد او شعر سرودند . وقتى كه مردم متفرّق شدند ، مردى بداخلاق با ريش‌هاى خضاب شده ايستاد و گفت : به خدا سوگند آنچه شايستهء مقام مأمون بود ، نگفتيد و نسروديد ؛ اما من مىگويم :
ما بلغ المدّاح ما فيك كلّه * و لا العشر من عشر العشير المعشّر
[ مداحان نتوانستند تمامى ويژگىها و صفات تو را بر زبان جارى كنند ، حتى يك دهم از يك صدم آن را نيز نتوانستند ] . بعد به ابراهيم حاجب رو كرد و گفت : اى ابراهيم ، مراقب آن فرد باش . نگاه كن و ببين چه كسى است . آن مرد رفت و در انبوه جمعيت گم شد .

16 . طمع فضل بن ربيع و بزرگوارى مأمون

زبير برايم روايت كرد و گفت عمويم مصعب بن عبد الله گفت : فضل بن ربيع « 1 » ، طاهر بن حسين « 2 » را ديد ؛ عنان اسبش را گرفت و با او همراه شد و گفت : اى ابا طيب ، من هرگز عنان اسبى را جز در ركاب خليفه نكشيدم . من از تو
هامش
( 1 ) . فضل بن ربيع بن يونس وزير هارون الرشيد بود و پدرش نيز وزارت منصور را بر عهده داشت . او كه زمينه‌ساز خلافت امين بود ، بعد از كشته شدن امين مدتى پنهان شد و در 108 ق درگذشت . ( شذرات الذهب 2 / 20 ) ( 2 ) . طاهر بن حسين بن مصعب خزاعى ملقب به ذو اليمينين به داشتن شجاعت ، حكمت و ادب مشهور و يكى از مشاوران و فرماندهان مأمون و قاتل امين بود . ( طبرى ، 8 / 593 ؛ شذرات الذهب 2 / 16 )
الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 45 | زبير بن بكار / اصغر قائدان