431 . مصعب بن زبير و مهر همسرانش
ابو الفرج در الأغانى ، زبير در الموفقيات « 1 » ، و ديگران روايت كردند :
مصعب بن زبير با سكينه دختر حسين « 2 » و عايشه دختر طلحه ازدواج كرد و براى هر يك صدهزار درهم مهر مقرّر كرد . زبير گفت : عبد الله بن همام در آن مورد سرود :
أبلغ أمير المؤمنين رسالة * من ناصح لك لا يريد خداعا
بضع الفتاة بألف ألف كامل * و تبيت حراس الثغور جياعا
[ به امير المؤمنين نامهاى از يك ناصح و خيرخواه مىنويسم كه قصد خدعه و نيرنگ ندارد . مهر برخى دختران را ( برادرش مصعب ) صدهزار درهم كامل قرار داده است .
در حالىكه سربازان و نگهبانان مرزها ، گرسنه مىخوابند ] .
432 . قضاوت كعب بن سود در برابر عمر بن خطاب
زبير در الموفّقيات « 3 » ، از ابراهيم بن منذر ، از محمد بن معن روايت كرد :
زنى نزد عمر بن خطاب آمد و گفت : اى امير المؤمنين ، همسرم روزها روزه مىگيرد و شبها عبادت مىكند . من دوست ندارم شكايت او را نزد تو آوردم ؛ در حالىكه او به اطاعت خداوند عزّ و جلّ مشغول است . عمر گفت : خدا تو را براى توجه به همسرت پاداش نيكو عطا كند . زن اين سخن را تكرار مىكرد و عمر نيز دوباره همان پاسخ را مىداد . كعب بن سور أزدى كه آنجا بود ، گفت : اى امير المؤمنين ، بين او و همسرش قضاوت كن . عمر گفت : آيا در مورد آنچه گفت ، قضاوتى لازم است ؟ او گفت : اين زن از اينكه همسرش با او همبستر نمىشود ، شكايت دارد و حقّش را از همسرش مىخواهد .
عمر به او گفت : اگر تو مسئله را فهميدى ، در مورد آن قضاوت كن . كعب گفت : همسرش را احضار كنيد . مرد حاضر شد . پس به او گفت : همسرت از تو شكايت كرده است . او گفت : آيا در نفقه و خرجى او كوتاهى كردهام ؟ پاسخ داد : خير . زن نيز چنين سرود :
هامش
( 1 ) . تحفة العروس ، ص 89 .
( 2 ) . منظور امام حسين ( ع ) است . - م
( 3 ) . همان ، ص 153 و الاستيعاب 3 / 288 .