تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 575

مساهمون:

ص٥٧٥
رماح بن ابرد ، معروف به ابن ميادة ، شعرى در وصف زيبايى امّ جحدر ، دختر حسان المرّيه ، يكى از زنان بنى جذيمة بن غيظ سرود . پدرش سوگند خورد كه او را به عقد يكى از مردان قبيلهء خود درآورد و او را با نجديان وصلت ندهد . مردى از قبيله‌اش در شام نزد او آمد و پدرش وى را به ازدواج او درآورد . ابن ميّاده با آن فرد برخورد تندى كرد . هنگامى كه همسرش به سمت سرزمينش حركت مىكرد ، اين شعر را سرود :
ألا ليت شعرى هل إلى أم جحدر * سبيل فأما الصبر عنها فلا صبرا و هل تأتينّى الريح تدرج موهنا * بريّاك يعرورى بها دنفا ضرّا ألّما على تيماء يسأل يهودها * فإنّ على تيماء من ركبها خبرا و بالغمر قد جازت و جاز مطيّها * فأهلك روضات ببطن اللوى خضرا
[ كاش مىدانستم چگونه مىتوان به ام جعد رسيد ؟ آيا راهى هست ؟ ديگر نمىتوانم صبر كنم . و آيا نسيم به آهستگى بوى تو را مىآورد و بيمارى و درد را از من خسته و بيمار مىزدايد ؟ آيا از يهود اهل تيماء سئوال نمىكند چرا كه اهل تيماء افرادى آگاهند . و او از عمق گودال غمر عبور كرد همچنين مركبش ، پس باغهاى سرسبز منطقهء لوى از بين رفت و نابود شد ] .

430 . عمر بن خطاب و ميزان مهر زنان

زبير در الموفقيات « 1 » از عبد الله بن مصعب نقل كرد : عمر بن خطاب ( رضى الله عنه ) روزى بر بالاى منبر گفت : آگاه باشيد كه بيش از چهل اوقيه « 2 » مهر زنانتان نكنيد ، اگرچه دختر ذى الغصّه باشد ( منظورش دختر يزيد بن حصين حارثى بود ) . هركس بيش از اين مهر كند ، اضافهء آن را به بيت‌المال مىريزم . زنى از بين انبوه زنان برخاست و گفت : تو نمىتوانى چنين بگويى . عمر گفت : چرا ؟ زن پاسخ داد : براى اينكه خداوند بلندمرتبه در قرآن فرمود :
وَ آتَيْتُمْ إِحْداهُنَّ قِنْطاراً فَلا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَيْئاً .
عمر ( رضى الله عنه ) گفت : زنى راست گويد و مردى به خطا رود .
هامش
( 1 ) . تحفة العروس ، ص 82 . ( 2 ) . هر اوقيه هفت مثقال است ، يعنى 280 مثقال . - م
الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 575 | زبير بن بكار / اصغر قائدان