تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦
وى گفت : آرام باش . گفتم . به خدا سوگند ، اين يكى از آرزوهاى هميشگى من است . « 1 » او گفت : الحمد لله ، شكر مىكنم خدا را و از او يارى مىجويم به او ايمان و توكل دارم . سلام و درود خداوند بر حضرت محمد . بارى ، من زنى غريب هستم . به خدا سوگند هرگز راهى را سخت‌تر از آنكه به سوى تو بيايم طى نكرده‌ام . تو مردى هستى كه از اخلاق و رفتارت آگاهى و اطلاع ندارم . آنچه را در زندگى دوست دارى يا دوست ندارى به من بگو و برايم توضيح بده . من اين سخن را به زبان آوردم و از خدا طلب مغفرت مىكنم . شريح گويد من نيز گفتم : الحمد لله و صلّى الله على محمّد . خوش آمدى بر اهل و خاندان همسرت و آقاى آنها . اگر خدا بخواهد تو بهترين زن در ميان آنان خواهى شد . من چيزهايى را دوست دارم و چيزهايى را دوست ندارم . او گفت : در مورد خاندانت به من خبر بده . آيا دوست دارى به ديدار تو آيند ؟ گفتم : من قاضى هستم . دوست ندارم كسى را ملاقات كنم . شريح گويد : شب را به صبح رساندم ، بعد از آن سه روز نزد او بودم . بعد به مجلس قضاوت نشستم . مدتى با او زندگى كردم و او را هر روز بيش از پيش دوست مىداشتم . يك سال گذشت و روزى از مجلس قضاوت به خانه برمىگشتم . به پيرزنى رسيدم كه مرا امر و نهى مىكرد . گفت : اى ابا اميه چگونه‌اى ؟ به زينب ( همسرم ) گفتم : اين كيست ؟ گفت : تو من را از او خواستگارى كرده‌اى كه منظور زينب مادرش بود . به او گفتم : خداوند تو را حفظ و مورد رحمت قرار دهد ! مادرش گفت : همسرت را چگونه ديدى ؟ گفتم : بهترين زن است . گفت : زن اخلاقش بد نمىشود مگر در دو حالت ؛ هنگامى كه همسرش رفيق نامشروع پيدا كند و هنگامى كه پسر به دنيا آورد . اگر چيز ناراحت‌كننده‌اى از اهل خانه ديدى ، دست به شلاق ببر . به خدا سوگند ، چيزى براى زن در خانه‌اش بدتر از مرد احمق و نازپرورده نيست . گفتم : من شهادت مىدهم كه او دختر توست ؛ زيرا تو ما را در پرورش او كفايت كردى و از تربيت كاملى بهره‌مندش ساختى . شريح گويد : او هر سال نزد من مىآمد و مرا به اين امر نصيحت مىكرد و مىرفت .
هامش
( 1 ) . كلمهء مشخص شده از الأغانى نقل شده تا معنى را كامل كند .