مصعب گويد : مأمون برخواسته و سخنش اصرار مىكرد . در اين هنگام ثمامة « 1 » بر او وارد شد . خليفه گفت : اى ثمامة ، آنچه را ما در مورد معاويه انديشيدهايم مىدانى ؟ به من نظرى گفته شده كه در تدبير ملك آن را شايستهتر و مصلحتآميزتر مىبينم و آن را به عموم مردم يادآورى مىكنم . سپس او را آگاه كرد كه يحيى بن اكثم او را از اين كار ترسانده و بىميلى خود را در مورد اين تصميم به اطلاع او رسانده است . ثمامة گفت : اى امير المؤمنين ، اكثر مردم در اين نظر با يحيى همعقيده هستند . به خدا سوگند ، اگر كسى را بفرستى كه سرزمين سواد « 2 » را بين آنان تقسيم كند ، باز هم دهها هزار نفر به مخالفت نزد تو آيند . به خدا سوگند ، اى امير المؤمنين ، آنچه خداوند بلندمرتبه را خشنود مىكند ، اين است كه مردم عوام را با چارپايان برابر و حتى كمتر و گمراهتر از آنان بدانى . « 3 » اى امير المؤمنين ، به خدا سوگند ، روزى در خيابان الخلد « 4 » مىگذشتم تا به خانهام بروم .
فردى عبايش را پهن كرده ، داروهايى روى آن گذاشته بود و فرياد مىزد « 5 » : اين دارو براى درمان سفيدى چشم « 6 » ، لكههاى سياه چشم « 7 » ، و ضعيفى چشم مؤثر است ، اين در حالى بود كه خود ، يكى از چشمانش ضعيف بود و چشم ديگرش نيز درد مىكرد . مردم به سويش آمدند تا آنچه را توصيف مىكرد ببينند . من از اسبم پايين آمدم و در ميان انبوه جمعيت گفتم : اى فلانى ، چشمان تو بيشتر از ديگران به مداوا نياز دارد ؛ چرا تو كه در مورد اين دارو مژدهء مداوا مىدهى ، خودت از آن استفاده نمىكنى ؟ او گفت : من بيست سال است كه به اين شكل در اينجا مىنشينم ، مردى جاهلتر از تو نديدم . گفتم : چگونه ؟
گفت : اى نادان ، آيا مىدانى چشمم در كجا آسيب ديده است ؟ گفتم : خير ، گفت : در
هامش
( 1 ) . ثمامة بن اشرس النميرى ، يكى از رهبران قدريه ( جبريه ) در دوران مأمون است . ( الفرق بين الفرق ، 157 )
( 2 ) . منظور از سرزمين سواد ، زمينهاى ميان دو رود دجله و فرات است - م
( 3 ) . در المحاسن و المساوى آمده است : تا در پيمودن راه گمراهتر شوند . خداوند مىفرمايد : آيا گمان مىكنيد كه بيشترشان مىشنوند يا مىانديشند . اما آنان مانند چارپايانند بلكه از آنها گمراهتر .
( 4 ) . شارع الخلد نام قسمت غربى بغداد است كه منصور در آنجا قصرى به اين نام بنا كرد . ( ياقوت حموى ، معجم البلدان )
( 5 ) . اين داستان در مروج الذهب 5 / 81 آمده است .
( 6 ) . منظور درمان آب مرواريد است . - م
( 7 ) . منظور درمان آب سياه است . - م