و به كجا مىرود . گفتم : پس چه خواهد شد اى امير المؤمنين ؟ گفت : آنگاه خداوند بعد از صدوچهل يا بعد از صدوسى سال ، گروهى مانند گروهى سلاطين را بر مىانگيزد كه با بينش و بصيرت به اسلام بازمىگردند . گفتم : اى امير المؤمنين ، آنان چه كسانى هستند ؟
گفت : آنان حجازىها و عراقىها هستند . « 1 »
404 . گفتگو بين ابوبكر و قيس بن عاصم منقرى
زبير در الموفقيات روايت كرد « 2 » :
ابا بكر در جاهليت به قيس بن عاصم منقرى گفت : چرا دخترت را زنده به گور كردى ؟
گفت : مىترسم كسانى مانند تو را بر جاى گذارند .
405 . نامهنگارى بين على و معاويه
زبير بن به كار گفت : « 3 »
على - عليه السلام - وقتى جرير « 4 » را نزد معاويه فرستاد ، او اولين كسى بود كه از طرف او نزد معاويه مىرفت . جرير گويد :
هامش
( 1 ) . در پذيرش اينروايت بايد ترديد كرد ؛ زيرا بديهى است سندسازان عصر عباسى خواستهاند مشروعيتى دربارهء حكومت خويش و آن هم از زبان خليفهء دوم دستوپا كنند كه مواردى از اين دست فراوان است ؛ زيرا يقينا ذكر دقيق صدوسى سال كه مقارن با ظهور دولت عباسى است ، مىتواند بيانگر اين مطلب باشد . تا آنجا كه مىدانيم خليفهء دوم هيچگاه ادعاى پيشگويى و از اين قبيل مسائل را نداشته است . علاوه بر آن اگرچه عباسيان در ابتداى دعوت خود بازگشت به اسلام راستين ، زدودن نشانهها و آثار انحرافى كه بنىاميه پديدار ساخته بودند ، تساوى و برابرى همهء نژادها و طبقات در اسلام ، و « الرضا من آل محمد » را شعار خود ساخته بودند ، اما عملا در بخش عمدهء خلافت خود همان راهى را رفتند كه بنىاميه رفته بودند . - م
( 2 ) . شرح نهج البلاغه 4 / 190 اين خبر در الاصابة 3 / 243 با شماره 424 نيز آمده است .
( 3 ) . شرح نهج البلاغه 4 / 313 .
( 4 ) . جرير بن عبد الله بجلى از رجال قبيلهء بجليه بود . او نقش مهم و مؤثرى در فتوحات داشت . در جنگ قادسيه و حيره فرماندهى سپاه را برعهده داشت ( يعقوبى ، همان 2 / 120 ) وى در جنگ نهاوند پس از كشتهشدن نعمان بن مقرن به فرماندهى سپاه مسلمانان رسيد . ( دينورى ، اخبار الطوال ، 135 ) در جنگهاى جمل و صفين در ركاب امام على ( ع ) حضور داشت و چندين مرتبه از جانب امام ( ع ) نزد معاويه رفت . ملاقاتهاى مكرر او با معاويه و سست اعتقادى او در پيروى از امام على ( ع ) باعث شد معاويه او را بفريبد و سرانجام او را از على جدا سازد . امام على به سبب خيانت او خانهاش را ويران ساخت و آتش زد . - م