تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 548

مساهمون:

ص٥٤٨
به مسئول بيت‌المال گفت : واى بر تو ، مرا از اين آسوده و آن را بين مسلمانان تقسيم كن ؛ زيرا احساس من مىگويد كه اين گوهر عامل فتنه و بلا براى مردم مىشود . مسئول خزانه پاسخ داد : اى امير المؤمنين ، اگر آن را بين مسلمانان تقسيم كنم ، گرهى از كار آنان نمىگشايد ، لذا چون قيمت آن بسيار بالاست و كسى قدرت خريد آن را ندارد ، آن را نگه مىداريم ، شايد خداوند براى مسلمانان فرجى حاصل كند و كسى آن را بخرد . عمر گفت : آن را بردار و در بيت‌المال قرار ده . عمر كشته شد ؛ در حالىكه آن گوهر در بيت‌المال بود . عثمان وقتى به خلافت رسيد ، آن را برداشت و زيور دخترش قرار داد . زهرى گويد : هر دو كار خوبى كردند ؛ عمر كه اموال را بر خود و خاندانش حرام كرده بود ، و عثمان كه به نزديكانش مىرسيد .

397 . شفاعت مردى از على نزد عثمان

زبير گفت : « 1 » محمد بن حرب به نقل از سفيان بن عيينه ، از اسماعيل بن ابى خالد برايم نقل كرد و گفت : مردى نزد على - عليه السّلام - آمد و مىخواست بين او و عثمان شفاعت كند . على گفت : نزد فردى بسيار پرخطا ! نه ، به خدا سوگند ، هرگز نزد او باز نمىگردم . پس آن مرد را از شفاعت نااميد كرد . « 2 »
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، 3 / 139 . ( 2 ) . يكى از اقدامات مهم امام على ( ع ) در دوران خلافت عثمان ، ايفاى نقش وساطت و ميانجيگرى بين ناراضيان و خليفه براى كنترل بحران‌ها بود . اما در اين راه اندك موفقيتى به دست نمىآورد ؛ زيرا عثمان همواره به تعهدات خود عمل نمىكرد و باعث گسترش بحران مىشد . اگرچه كدورتهايى ميان امام على ( ع ) و عثمان باعث دورى آنها از يكديگر مىشد ، عثمان هميشه دوست داشت به نحوى امام را در كنار خود ببيند تا او را از تنگناها و سختىها نجات دهد و او را ياور باشد . امام نيز در اين رابطه از موقعيت خويش براى مهار اعمال خودسرانه و مفسده‌آميز خليفه و هدايت وى براى جلوگيرى از وقوع فتنه و آشوب در جامعه بهره مىبرد و علاوه بر آن مىتوانست واسطهء اين ناراضيان و خليفه باشد و سخنان و خواسته‌هاى آنان را به عثمان برساند . خليفه نيز هرگاه دچار معضل و تنگنايى مىشد ، براى على ( ع ) پيام داده و او را فرا مىخواند ، اما به رغم اين وساطت ، به سبب پايبند نبودن عثمان به تعهدات خود ، امام ( ع ) از اينكه بتواند در اين راه نقش مؤثرى ايفا كند روزبه‌روز نااميد و دلسرد مىشد و مىگفت ديگر هرگز به نزد او باز نمىگردد . على ( ع ) به قدرى از وفا نكردن خليفه به عهد خويش در رنج بود كه در جمع يارانش ، عمار و محمد بن ابوبكر ، مىگفت : اگر در خانه بنشينم ، -
الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 548 | زبير بن بكار / اصغر قائدان