تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 539

مساهمون:

ص٥٣٩
حكمت فما جرت فى خلّة * فحكمك بالحق بادى المنار فإن يسبعوك فسرّا و قد * جهرت بسفيك كل الجهار
[ به سوى خود روانه و به كار خود مشغول شو كه حسود تو را در زير شتر ده ماهه مىطلبد . تو داورى كردى در حالىكه به سبب دوستى ظلم نكردى و حكمى كاملا عادلانه دادى . پس اگر تو را دشنام گويند بدان كه در خفا است چرا كه در آشكار هر سخنى را با شمشيرت علنى كردى ] . ابن عباس گويد : عثمان پايين آمد و به منزلش رفت . مردم نزد او رفتند . من هم با آنان همراه شدم . هنگامى كه نشستند - به من رو كرد و گفت : بين من و شما چه پيش آمده است ، اى ابن عباس ؟ چه امرى سبب شد كه شما بر من غرّه شويد و در تعقيب كار من حرص و ولع نشان دهيد . آيا از من براى امر مردم انتقام مىگيريد ؟ آيا بالاتر از حق آنان براى خود خواسته‌ام يا اينكه كار شما آنان را به جايى رسانده است كه آرزوى خلافت شما را دارند . نه ، به خدا سوگند ، حسادت و ستم ، فساد و شر و احياى فتنه‌ها چنين كرده است . به خدا سوگند ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در اين مورد با من صحبت كرد و در مورد هريك از آن افراد مرا مطلّع ساخت . به خدا سوگند ، دروغ نگفت و من نيز دروغ‌گو نيستم . من گفتم : اى امير المؤمنين ، آرام باش . به خدا سوگند ، من براى آشكار ساختن اسرار تو و آنچه در درونت است عهد نبستم . پس چه امرى تو را اين‌گونه به خشم آورده است ؟ محققا ما در اين كار ( خلافت ) حرصى و طمعى نداشتيم و كار تو را دنبال نكرديم كه به دروغ روآورى و به سمت باطل سوق پيدا كنى . به خدا سوگند ، نه ما و نه ديگران انتقام‌گيرنده از تو نيستيم . تو حقوق ما و آنان را حتى بيشتر پرداختى و آن‌چه براى ما و آنان لازم بود ، انجام دادى . اما چگونه خاندان پيامبر و اهل بيتش به حسد ، ستم و كينه و احياى شر و فتنه‌ها راضى باشند ؟ پس چگونه چنين چيزى در مورد آنان تصور مىكنيم كه در دين خدا فتنه بر پا يا اينكه در راه خداوند فتنه‌ها را احيا مىكنند ؟ هرگز ستم و حسد در سرشت آنان نبوده است . پس اى امير المؤمنين ، ديده‌ات را در كارت باز كن و از اين امور برحذر باش كه حال ديروز تو ( زمان پيامبر ) از امروزت بهتر بود . به جان خودم سوگند ، تو نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله گرامى بودى ؛ دروغ نمىگفتى و دروغ هم نمىشنيدى .