تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 541

مساهمون:

ص٥٤١
عيب‌جويى كرده است . اما اينكه قوم ما اين كار را از ما برگرداند ، از روى حسادتى بود كه مىدانى و شقاوتى كه آن را مىشناسى . پس خداوند بين ما و اين قوم قضاوت كند ؛ اما دربارهء سخن تو كه نمىدانى آن را از ما دور كردند يا ما را از آن دور ساختند ، بايد بگويم به جان خودم سوگند ، مىدانى اگر اين امر به سوى ما مىآمد ، فضيلتى به فضايل ما اضافه نمىشد ؛ به درستى كه ما اهل فضيلت و ارجمندى هستيم . هيچ فاضلى به فضيلت نمىرسد ، مگر با فضل و عنايت ما و هيچ با سابقه‌اى پيش نمىافتد مگر به سبب سابقهء ما . اگر ما هدايت نمىيافتيم ، هيچ كس هدايت نمىشد ، هيچ نابينايى بصيرت نمىيافت و كسى از ظلم رها نمىشد . عثمان گفت : اى ابن عباس ، تا كى بايد از شما به من چيزهايى برسد ؟ ! در حالىكه من از شما دورم . اما من نيز بر شما حقى دارم و بايد مراقب شما و بر رفتارتان ناظر باشم . آرى ، به پروردگار كعبه ، سوگند جدايى و تفرقه ، سخن‌گفتن در مورد من را براى شما آسان ساخته و شما را با سرعت به سوى ( انتقاد ) از من فرستاده است بدان كه خداوند يارىدهنده است . ابن عباس گفت : صبر كن تا على را ببينم ، اگر چنان كه موافق باشد ، او را نزد تو آورم . عثمان گفت : هر كارى مىخواهى ، انجام بده . ابن عباس گويد : خارج شدم و به على رسيدم . در آن هنگام خشمگين بود و كار عثمان نيز بر خشمگينى او افزوده بود . خواستم او را آرام كنم . نپذيرفت . به منزلم آمدم ، و در را بستم و از هر دوى آنان كناره گرفتم . اين مطلب به گوش عثمان رسيد . كسى را نزد من فرستاد . نزد او رفتم در حالىكه خشمش فروكش كرده بود . او به من نگريست ؛ خنديد و گفت : اى ابن عباس ، چگونه عصبانيت تو از ما به پايان رسيد ؟ اگر تو به سوى ما بازگشتى ، به دليل آن چيزى است كه از مولاى خود ديدى و حال او را نگريستى . خداوند بين ما و او قضاوت كند . ابن عباس گويد : بعد از آن هرگاه مطلبى در مورد على به عثمان مىرسيد و من مىخواستم آن را تكذيب كنم ، مىگفت : روز جمعه نيست كه از ما آرام شوى و دوباره به سوى ما بازگردى ؟ من نمىدانستم چگونه پاسخ او را دهم .