منبر رفت و حمد و ثناى خداوند را به جاى آورد و بر رسول او درود فرستاد . بعد گفت :
بعد از شكر و سپاس خداى ، اگر نعمتى روى آورد ، حسودان در مورد آن سخن گويند و حسابگرى كنند و در مورد بها و ارزش آن سخن گويند . به درستى كه خداوند نعمتى به ما نداده است تا حسودان در مورد آن سخن رانند و حسابگرى كنند . قصد ما از ساخت منزل ما اين نبود كه اموال را در آن جمع كنيم و بر آن بيفزاييم . گروهى از شما نزد من آمدند و گفتند : فىء ( غنايم ) از ما گرفته شد و اموال ما را مىبخشند و در آن به سختى افتادهايم . آنان آهسته و پنهان سخن مىگويند ، گويى كه من از آن سخنان بىخبر يا گويى كه از رويارويى با ما هراس دارند كه ما دلايل انجام كارهايشان را از آنان بپرسيم . پس وقتى از چشم ما دور مىشوند ، با يكديگر به آسانى در مورد ما سخن مىگويند و براى عقايدشان همراه و براى شبهات خود همفكر مىيابند . كمكم دور و دور تر مىشوند .
آنگاه وى اين دو بيت را خواند ، گويى كه در اين دو بيت به على - عليه السّلام - اشاره مىكرد .
توقّد بنار أينما كنت و اشتعل * فلست ترى مما تعالج شافيا
تشطّ فيقضى الأمر دونك أهله * و شيكا و لا تدعى إذا كنت نائيا
[ آتش افروخته شد و هر جا بودى آتش شعلهور شد . تو را نمىبينم كه براى اين مشكل راهحلى داشته باشى . كار خلافت به غير از تو در جاى خود و فرد شايستهاش قرار گرفت .
به زودى به سوى آن دعوت نمىشوى ] .
مرا به فىء ( غنيمت ) و گرفتن اموال شما چهكار ! آيا در ميان قريش اموال من بيشتر از همه نبود و خداوند نعمتم را برايشان آشكار نساخت ؟ آيا من قبل و بعد از اسلام اينگونه نبودم ؟ اجازه دهيد تا خانهام را از بيت المال بنا كنم ؛ آيا اين خانه براى من و براى شما نيست ؟ آيا من به انجام امور شما مشغول نيستم و خواستههاى شما را بر طرف نمىسازم ؟ آيا ذرهاى از حقوقتان را ناديده گرفتم ؟ چرا من آنگونه كه دوست دارم بذل و بخشش نكنم ؟ در اين مورد چگونه امامى هستم ؟ من از اين مسئله بسيار تعجب مىكنم .
از شما به من خبر دادهاند كه گفتهايد : با او چنين و چنان خواهيم كرد . چگونه رفتار خواهيد كرد ؟ خدا را به پدرتان قسم ، آيا من هنگامى كه خوانده مىشدم ، پاسختان را