تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 535

مساهمون:

ص٥٣٥
بىنياز ساختند و هنگامى كه غنى و بىنياز شديم ، از ما دست برداشتند و آنان ما را براى چيزى به مشقت نينداختند . اما اين سخن آنان كه قريش در مكه ذلت داشت و در مدينه به عزت رسيد ، ما همين‌گونه بوديم و خداوند بلندمرتبه در اين مورد مىفرمايد :
وَ اذْكُرُوا إِذْ أَنْتُمْ قَلِيلٌ مُسْتَضْعَفُونَ فِي الْأَرْضِ تَخافُونَ أَنْ يَتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ
« 1 » خداوند ، ما را به وسيلهء آنان يارى و ما را در شهر آنان پناه داد . اما خشم تو از قريش به سبب اين است كه ما كافرى را يارى نداديم و در برابر ملحد و فاسد سر تعظيم فرود نياورديم . آن‌چه تو گفتى و آنان گفتند ، بايد زبان خطيب را قطع و دهان شاعر را لگام بزنى . اما آن‌چه تو در مورد ديروز ( گذشته ) گفتى ، مهاجر و انصار را رها كن كه تو در نزد آنان محبوب نيستى و ما نيز از آنان خشمگين نيستيم . بعد يزيد بن ابى سفيان سخن گفت : اى ابن عقبة ، انصار براى خشمگين شدن نسبت به كشتگان احد سزاوارترند . پس تو زبان خود را نگهدار . كسى كه با حق بجنگد ، بر آن خشم نمىگيرد . ضرار بن خطاب نيز گفت : به خدا سوگند ، اگر اين سخن رسول خدا نبود كه گفت : « الائمة من قريش » ، ما مىگفتيم : « الائمة من الانصار » اما امرى به وجود آمد كه بر اين نظر غلبه كرد . اى مرد ، بدخويى را از بين ببر و فردى بد ذات نباش . همانا خداوند در دنيا بين انصار و مهاجر فاصله ايجاد نكرد ؛ در آخرت هم بين آنان فاصله نمىگذارد . حسان بن ثابت از سخن وليد بن عقبه و شعرش خشمگين وارد مسجد شد كه گروهى از قريش آنجا بودند . او گفت : اى قريشيان ، بزرگترين گناه ما بر شما اين بود كه ما كفار شما را كشتيم و رسول خدا را يارى داديم و اگر بخواهيد براى مسائل گذشته از ما انتقام گيريد ، خداوند بر شرّ آن كفايت كند كه براى ما و شما نباشد . به خدا سوگند ، ترس مانع جنگ ما با شما نيست و از جواب دادن به شما نيز ناتوان نيستيم . ما قبيله‌اى هستيم اهل عمل و گفتار . اما مىگوييم كه اول جنگ ، ننگ و آخرش خوارى است . چشمان ما براى آن لبريز از خشم است . ما دامن‌هايمان را پهن كرديم تا اينكه مىبينيم ، اكنون زمان كشيدن و جمع‌كردن آن است . اگر بگوييد ، ما نيز مىگوييم و اگر ساكت باشيد ، ما نيز ساكت
هامش
( 1 ) . انفال / 26 .