تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 528

مساهمون:

ص٥٢٨

386 . پاسخ عمرو بن عاص به انصار و جواب على ( ع )

زبير گفت « 1 » : گروهى از نابخردان قريش كه فتنه در بين آنها برخاسته بود ، در اطراف عمرو بن عاص جمع شدند و به او گفتند : تو زبان قبيلهء قريش و مهمترين شخصيت آنان در جاهليت و اسلام هستى ؛ انصار و آنچه را گفتند رها نكن . آنان در اين مورد بر او فشار و اصرار آوردند . پس او به مسجد رفت كه گروهى از قريش و ديگر قبايل در آنجا بودند . گفت : انصار چيزى را براى خودشان مىخواهند كه در آنان نيست . به خدا سوگند ، دوست داشتم كه خداوند از ما و از ايشان و در ميان آنان و ما ، آنچه را بخواهد حكم مىكند . هر آينه ما كسانى هستيم كه كارمان را خود فاسد و تباه ساختيم . ما ايشان را از هرگونه ناپسندى و بدى حفظ كرديم و پناه داديم . آنان را در برابر هرچه دوست داشتيم ، مقدم كرديم تا در امان باشند . اما هنگامى كه آن امر برايشان محقق شد ، حق ما را حقير شمردند و به تلاشهاى ما براى احقاق حقوقشان توجهى نكردند . عمرو سپس رو برگرداند و چون نگاهش به فضل بن عباس بن عبد المطلب « 2 » افتاد ، از سخنان خود پشيمان شد ، به سبب رابطهء خوبى كه بين فرزندان عبد المطلب و انصار برقرار بود و نيز اينكه انصار ، على را بزرگ مىداشتند . در آن لحظه فضل ، عمرو را با نام صدا كرد و گفت : اى عمرو ، ما نمىتوانيم سخنانى را كه از تو شنيديم ناديده بگيريم و در شأن ما نيست كه تو را پاسخ گوييم ، ابو الحسن على عليه السّلام در مدينه حضور دارد : اگر او به ما امر كند ، آن كار را انجام مىدهيم « 3 » . بعد فضل به سوى على بازگشت و او را از اين موضوع
هامش
- مرحله در سالهاى دوازده و سيزده بعثت بسته شد . - م ( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، 2 / 281 . ( 2 ) . فضل بن عباس بن عبد المطلب يكى از كسانى است كه همواره پس از رحلت پيامبر ( ص ) در كنار امام على ( ع ) بود و در دوران بيست‌وپنج ساله همواره از حقانيت ايشان دفاع و حمايت مىكرد . او بزرگترين فرزند عباس بود و در دفن و كفن پيامبر ( ص ) نيز همراه على ( ع ) حضور داشت . - م ( 3 ) . فضل بن عباس در جمع قريشيان به سخنرانى پرداخت و گفت : اى گروه قريش و به ويژه ، اى بنى تيم بن مره ، شما خلافت را به جاى نبوت گرفته‌ايد و حال آنكه ما سزاوار خلافتيم و شما را در آن سهمى نيست . هرچند اگر مىخواستيم در جستجوى اين حكومت كه خود شايستهء آنيم برآييم ، بدبينى مردم از ما به سبب كينه و رشك ايشان نسبت به ما ، از بدبينى آنان به ديگران بيشتر بود و ما مىدانيم كه با سالار ما ، على بن ابيطالب ، -