تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 30

مساهمون:

ص٣٠
بيست‌هزار هزار درهم را در حالىكه پا در ركاب داشت ، توزيع كرد . « 1 » سپس مأمون گفت : باقى اموال را به معلّى بدهيد تا بين سربازانمان تقسيم كند . اسحاق بن ابراهيم گويد عيشى گفت : جلو آمدم و چشمم در چشمان او افتاد ؛ نمىخواستم چشمم را از او بردارم « 2 » و او نيز مرا همينطور نگاه مىكرد . مأمون آنگاه گفت : اى ابا محمد ، از شش هزارهزار درهم ، پنجاه هزار درهم به او عطا كن . عيشى گويد : دو شب نگذشته بود كه آن مال را دريافت كردم .

8 . امتحان مأمون از ابومسهر دمشقى

زبير برايم روايت كرد كه اسحاق بن ابراهيم گفت : هنگامى كه مأمون به دمشق آمد ، دربارهء ابو مسهر دمشقى « 3 » سخن به ميان آمد و او را به داشتن علم و فقه توصيف مىكردند . او را نزد مأمون آوردند . از او پرسيد : در مورد قرآن چه مىگويى ؟ گفت : همان‌گونه كه خداوند بلند مرتبه فرمود :
وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ
« 4 » ؛ [ هرگاه يكى از مشركان به تو پناه آورد ، به او پناه بده تا سخن خدا را بشنود ] . مأمون پرسيد : قرآن مخلوق است يا خالق ؟ « 5 » دمشقى گفت : امير المؤمنين چه
هامش
( 1 ) . در تاريخ طبرى آمده است : پايش در ركاب بود . ( 2 ) . در تاريخ طبرى آمده است : طرفى عنها . ( 3 ) . ابو مسهر ، عبد الاعلى بن مسهر الغسانى الدمشقى ، يكى از افرادى است كه از دمشق به نزد مأمون آمد و مأمون او را در مورد قرآن امتحان كرد و چون با خود هم‌عقيده نيافت ، زندانيش كرد . وى در 218 ق درگذشت . او در مغازى ، استاد و بسيار عالم و دانشمند بود . ( تاريخ بغداد ، 575 ؛ تذكرة الحفاظ 1 / 346 و شذرات الذهب 2 / 44 ) ( 4 ) . توبه / 6 . ( 5 ) . اعتقاد به خلق قرآن از انديشه‌هاى خاص كلامى معتزله است . آنان اعتقاد داشتند كه قرآن سخن خداوند است و از او خلق و حادث شده است . بر خلاف اشاعره كه معتقد بودند قرآن قديم و از ذات حضرت حق است لذا خالق است نه مخلوق . عقيدهء خالق بودن قرآن را مأمون و پس از او معتصم عباسى پذيرفتند . آنان براى گماردن فقها و قضات مختلف ابتدا آنان را آزمايش مىكردند كه اين ماجرا در تاريخ به « المحنة » معروف شده است . - م