تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 523

مساهمون:

ص٥٢٣
فكان كمنح على كفّه * بكفّ يقطّعها أهوج
[ هان ، به اوس و خزرج زمانى كه نزد آنها رفتى بگو كه آرزو داشتيد در مدينه به فرمانروايى برسيد . اما ديگ را پايين گذاشتند بدون اينكه غذا پخته شده باشد . امر را قبل از اينكه به اتمام برسد ، ناقص رها كرديد و من از اين كره‌شتر ناقص متعجبم . شما را از شتران يكساله‌اى كه ده ماهه بار دارند فرزند مىخواهيد در حالىكه آنها اصلا جفت‌گيرى نكردند ، پس فرزند هم نخواهند داشت . من از سعد و اصحابش تعجب مىكنم كه اگر او را تحريك نمىكردند ، حركتى نمىكرد . اميد آن خزرجى ، سراب است و گاهى اميدهاى انسان او را پشت سر مىگذارند . پس با دستى بخشيدند كه نادان آن را قطع مىكند ] . هنگامى كه سخنان و شعرهاى او به انصار رسيد ، شاعر و سخنگوى خود ، نعمان بن عجلان را نزد او فرستادند . وى مردى شريف و بزرگوار ، با قدّى كوتاه و با چشمانى نافذ و چهره‌اى سرخ‌گون بود . او در حالىكه گروهى از قريش اطرافش بودند ، نزد عمرو رفت . پس گفت : به خدا سوگند ، اى عمرو ، شما از جنگ با ما اكراه نداشتيد . مگر اينكه ما از جنگ با شما خوددارى كرديم . خداوند شما را به كمك كسانى كه مسلمان بودند از دايرهء اسلام بيرون نگذاشت . اگر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « الائمة من قريش » ، ايشان اين سخن را نيز فرمود : اگر مردم به راهى روند و انصار نيز به راهى روند ، من به راه انصار مىروم . « 1 » به خدا سوگند ، ما شما را از اين كار ( خلافت ) خارج نكرديم ، هنگامى كه گفتيم از ما اميرى باشد و از شما هم اميرى . « 2 » اما در مورد سخنت كه گفتى به جان خودم كه ابوبكر از
هامش
( 1 ) . حديث در البخارى 5 / 38 و متن آن اين‌گونه است : اگر انصار از بيابانى يا دره‌اى عبور كردند ، من از بيابان يا درهء آنان عبور خواهم كرد . رسول خدا ( ص ) سفارش‌هاى فراوانى انصار كردند و همواره مهاجران را به رعايت حقوق ايشان توصيه مىكردند . ايشان مىفرمود : « اگر موضوع هجرت نبود ، من خود يكى از انصار بودم » . ( ابن همام الصنعانى ، المصنف 11 / 59 ) آن حضرت بارها براى انصار دعاى خير مىكردند : « خدايا انصار و فرزندان انصار و فرزندان فرزندان انصار را رحمت كن ( همان 11 / 62 ) . آن حضرت هنگام بيمارى و روزهاى آخر حيات خويش مهاجران را اين‌گونه در حق انصار سفارش مىكردند : « در حق نيكوكاران انصار نيكويى كنيد و از بدكارانشان درگذريد » . ( ابن هشام ، السيرة النبويه 4 / 650 ) و به آنان مىفرمود : « همان‌گونه كه انصار از من دفاع كردند ، از آنان مراقبت و حمايت كنيد » . ( ابن هشام ، همان 11 / 63 ) - م ( 2 ) . هنگامى كه انصار در سقيفهء بنى ساعده جمع شدند تا براى تعيين جانشين پيامبر ( ص ) در ميان خود تصميم بگيرند و پيشوايى را در ميان خود قرار دهند برخى از آنان ، عكس العمل و بازتاب اين تصميم را در ميان قريش مطرح ساختند كه آنها نيز براى خود در اين كار حقى قايل خواهند شد . لذا با خود گفتند اگر قريش به نظر ما -