دردسر آفرين است . من خود را در مخالفت با شما سرزنش نمىكنم ، اگرچه شما همگى مرا سرزنش كنيد . من در اين كار ، چيزى جز ( رضايت ) خدا نمىخواهم كه در نزد پروردگارم خوبىها ثبت مىشود . براى من در قريش نسبتى نزديك نيست و من و قريشيان همخانه و همريشه نيستيم . اما آنان قومى هستند كه بر ما پيشوايى دارند و بر گردن من است كه براى آنان قدمى بردارم . شايستهترين مردم كه بايد به او قانع شويد كسى است كه همچون من سخن بگويد . هر آينه من كمترين نقش را در شادىها و ناكامىهاى شما دارم كه نه زياد تلخ و نه زياد شيرين هستم ] .
فروة بن عمرو كه از بيعت با ابوبكر سر باز زد ، كسى بود كه همراه رسول الله جهاد كرد و در راه خدا دو اسب را دنبال خود مىكشيد و هر سال هزار بار شتر از خرماى نخلهايش صدقه مىداد و مردى بزرگوار از ياران على عليه السّلام بود كه همراه او در جنگ جمل حضور داشت . او در پاسخ معن و عويم و سرزنش آنان چنين سرود :
ألا قل لمعن إذا جئته * و ذاك الذى شيخه ساعده
بأنّ المقال الذى قلتما * خفيف علينا سوى واحده
مقالكم إنّ من خلفنا * مراض قلوبهم فاسده
حلال الدماء على فتنة * فيا بئسما ربّت الوالده
فلم تأخذا قدر أثمانها * و لم تستفيدا بها فائده
لقد كذب اللّه ما قلتما * و قد يكذب الرائد الواعده
[ هان ، به معن بگو : هنگامى كه نزد او رفتى ، از همان كسى كه ريش سفيدش از او حمايت كرد ، همهء سخنانى كه گفتيد ، در نزد ما آسان است جز يكى از آن . شما گفتيد : كسانى كه پشت سر ما اظهار رضايت مىكنند ، قلبهايشان فاسد است و ريختن خونها در فتنهها حلال است . چه بد پدرانشان آنان را تربيت كردهاند . شما قدر و قيمت و ديهء آنان را نخواهيد و فايده و نتيجهاى از آن نبرديد . خداوند آنچه را شما گفتيد تكذيب كرد ؛ همانگونه كه پيشوايى وعدههاى ابر بارانى را باطل كند ] .