قصر نفيس « 1 » در مدينه بود . چيزى ( خبرى ) در مورد بصيص به گوش وى رسيد كه از او بدش آمد . مدتى خود را از او پنهان كرد ؛ پس از چندى محمد نزدش آمد و به او گفت تو خواندهاى :
و كنت أحبّكم فسلوت عنكم * عليكم فى دياركم السلام
[ من شما را دوست داشتم ولى شما را فراموش كردم ؛ من براى شما در سرزمينتان آرزوى سلامتى مىكنم ] .
بصيص گفت : آرى . محمد جعدى گفت : و من مىخوانم :
تحمّل اهلها عنها فبانوا * على آثار من ذهب العفاء
[ مردم آنجا ( اين دوستى و سلام را ) پذيرفتند و آن را بر روى ويرانههاى گذشتگان چنان بنيان نهادند كه هلاكت و نابودى از آنجا رخت بربست ] . « 2 »
راوى گويد : ( با اين سخن ) عشق و علاقهء كنيز نسبت به او زياد شد . محمد آرام برخاست در حالىكه پيوسته به او نگاه مىكرد ؛ سپس گفت : تو بخوان .
او خواند :
و اخضع للعتبى اذا كنت ظالما * ان ظلمت كنت الذى اتنصل « 3 »
[ من براى هرگونه سرزنشى آمادهام اگر ستمكار باشم . اگر چنين شود خودم به تنهايى بايد آثار اين ظلم را از بين ببرم ] .
محمد گفت : آرى و من مىخوانم :
فان تقبلوا نقبل عليكم بودنا * و ننزلكم منا برحب المنازل « 4 »
هامش
- مسئله اختلافنظر است . ( رك : زندگىنامهء او در الأغانى ، 13 / 14 )
( 1 ) . اين قصر در دو مايلى مدينه قرار دارد و به نفيس بن محمد ، مردى از قبايل انصار يا محمد بن زيد بن عبيد بن معلى بن لوزان از همپيمانان بنى زريق بن عبد بن حارثة بن خزرج منسوب است كه در مدينه اقامت داشتند . ( المغانم المطالبة فى معالم طابة ، 346 )
( 2 ) . اين بيت متعلق به زهير بن ابى سلمى بوده است . ( رك : ديوان زهير : ص 58 )
( 3 ) . در الأغانى شعر به اين شكل آمده است :سرزنشم كنيد اگر گناهكار بودم * و اگر گناهكار بودم . . .( 4 ) . اين شعر در الأغانى به اين شكل آمده است : اگر دوستى ما را بپذيريد ، ما نيز دوستى شما را مىپذيريم و شما را در نزديكترين مكان خود ساكن مىكنيم .