نيست ؟ خداوند ملامت و سرزنش نجواكنندهاى را كه به دنبال فتنهگرى است براى حجّار « 1 » و عمير « 2 » قرار دهد ، عتاب « 3 » خيرخواه او نبود و به خاطر او به شهرهاى دوردست نمىرفت و نه قطن « 4 » و نه پسرش خيرخواهى او را نكردند . پس خدا تلاش انجامنشدهء ابو عثمان حارثى را نابود كند و نيز عتكىّ « 5 » كه خيرخواهى او را نكرد ، هنگامى كه پرچمش را كج كرد و همراه آن پرچم با بدترين مركب به وى پشت كرد و نه ابن رويم « 6 » كه خداوند قبرش را آباد نكند . پس در آخر روزگار خود به تنهء درختى روى آورد كه از ريشه كنده شده بود . كار هيثم « 7 » مرا خشنود ساخت ؛ هرچند كه در ميان ما داراى جاه و مال بود . ولى بكر بن وائل « 8 » را ستايش مىكنم ؛ كه بهترين سخن آن است كه تكذيب نشود . مصعب ، ابن حوارىّ بزرگ و شرافتمند ، امام و پيشوايش را فراخواند تا از او در برابر هر گمراه و تهديدگرى دفاع كند . و ابن تيم الّلات بدون شك بهترين مدافع همسايه و پناهگاه فقير و گرسنه شدند .
هامش
( 1 ) . حجار بن ابجر بن جابر العجلى ، پدرش ابجر به دين نصرانيت بود . در زمان امام على ( ع ) و اندكى قبل از شهادت ايشان از دنيا رفت . ( الاصابة 1 / 373 )
( 2 ) . محمد بن عمير بن عطار بن حاجب التميمى ، از اشراف كوفه بود . در مورد او با حجاج و ديگر امراى عراق حكايتها نقل كردهاند . او يكى از فرماندهان امام على ( ع ) در جنگ صفين بود . وى را به بخشندگى شناختهاند و به گونهاى كه شاعر در مورد او گفته است : « معد و همهء قبايل مىدانند كه محمد بن عطارد بخشندهترين است » .
( 3 ) . عتاب بن ورقاء الرياحى كوفى .
( 4 ) . قطن بن عبد الله بن حصين ابو عثمان الحارثى ، عبد الملك او را چهل روز بر كوفه ولايت داد و سپس عزل كرد . فرزندش عثمان ملقب به ذو الغصنه بود ، وى در جنگ با شبيب حرورى حجاج را همراهى مىكرد . ( رك :
طبرى 7 / 158 و 166 و 242 )
( 5 ) . زياد بن عمرو عتكى .
( 6 ) . يزيد بن حارث بن يزيد بن رويم كسى است كه در مورد عمرو بن حمق به زياد بن ابيه گزارش داد كه وى مردم كوفه را به فساد و تباهى دعوت مىكند . اين كار را وى در سال 50 هجرى انجام داد . او همچنين از كسانى است كه براى امام حسين ( ع ) از عراق نامه نوشت و ايشان را دعوت كرد تا به كوفه بيايند . ( طبرى 5 / 236 ، 353 ) .
عمرو بن حمق از شيعيان امام على ( ع ) بود كه در دوران امام حسن ( ع ) نيز به ايشان وفادار ماند و نهايتا بدست عبيد الله بن زياد كشته شد . - م
( 7 ) . هيثم بن اسود بن قيس بن معاوية بن سفيان نخعى ملقب به ابو العريان ، داستانهايى از او با مغيرة بن شعبه وقتى در زمان خلافت عمر حاكم بصره بود ، نقل كردهاند . وى شعر نيز مىگفت . ( الاصابة 3 / 585 )
( 8 ) . منظور از فياض ، بكر بن عكرمة بن ربعى از بنى تيم اللات بن ثعلبه است كه از افراد بخشنده بود .
( انساب الاشراف 5 / 349 )