هلّا صبرتم بنى السوداء أنفسكم * حتى تموتوا كما ماتت بنو أسد
حامت بنو أسد عن مجد اوّلها * و أنتم كنعام القاعة الشّرد
[ هان ، بنى سوداء چرا پايدارى نكرديد تا بميريد ، همانگونه كه بنى اسد مردند . بنى اسد از مجد و بزرگى اجدادش حمايت كردند و شما مانند شترمرغهاى درّهها و زمينهاى پست پراكنده شديد ] .
350 . بر حذر داشتن مصعب از اهل كوفه
سويد بن منجوف السّدوسى « 1 » از مردم بصره ، مصعب را در مورد اهل كوفه و خيانت آنان چنين هشدار داد :
فأبلغ مصعبا عنّى رسولا * و لا تلقى النصيح بكلّ واد
تعلّم أن أكثر من تناجى * و إن أدنيتهم فهم الأعادى
[ فرستادهاى را از طرف من به سوى مصعب بفرستيد و به او بگوييد كه در تمام واديها و صحراها نصيحتگرى همچون من نخواهى ديد . آگاه باش كه اكثر كسانى كه قول يارى به تو داده و با تو همسخناند ، كسانى هستند كه اگر به آنان نزديك شوى ، دشمن تو خواهند شد ] .
351 . مرثيهء اقيشر براى مصعب
از اهالى كوفه تنها ابراهيم بن اشتر به همراه مصعب پايدارى كرد و اقيشر « 2 » در مورد او
هامش
( 1 ) . سويد بن منجوف بن ثور السدوسى از نزديكان مصعب ، او را به داشتن ريشهاى كم توصيف كردهاند كه بدقيافه بود . اخطل و جرير او را هجو كردند . ( الطبرى 5 / 511 و الأغانى 7 / 184 الشعر و الشعراء 1398 ) .
( 2 ) . در الأنساب آمده است : در ابياتى ، او را اقيشر و به رواياتى ابن الزبير گفته شده . در الكامل فى التاريخ 4 / 334 آمده است : عبد الله بن زبير أسدى در مورد ابراهيم بن اشتر گفت . . . : اقيشر ، همان المغيرة بن عبد الله بن معرض بن عمرو الاسدى بود . اقيشر به سبب رنگ پوستش ، لقبش بود . او عمرى طولانى كرد و با بنى اسد نسب داشت . شاعرى كوفى بود . عبد الملك در مورد او گفت : اقيشر ، شاعرترين مردم است . طيب عشاش شرح حال و اشعار او را گردآورى كرده است . ( شرح حالش در الأغانى 10 / 84 ) ابن زبير أسدى ، شاعر اموى ، از علاقهمندان بنىاميه بود و به آنان عشق مىورزيد و آنها را در پيروزى بر دشمنانشان يارى مىداد . هنگامى كه مصعب بر كوفه دست يافت ، او را كه اسير بود نزد او آوردند . مصعب ، وى را بخشيد و آزاد كرد و او نيز به -