فما قاتلت فى اللّه بكر بن وائل * و لا صبرت عند اللقاء تميم
فلو كان قيسيّا تعطّف حوله * كتائب تردى تارة و تحوم
و لكنّه رام القيام فلم يكن * بها مضرىّ يوم ذاك كريم
[ اهالى بصره و كوفه خوارى و ذلت را به ارث بردند ؛ چرا كه كشتهء دير جاثليق در آنجا مقيم شد . و بكر بن وائل براى خدا نجنگيدند و تميم نيز هنگامهء ديدار ، صبور نبودند . اگر فردى از قبيلهء قيس به اطرافش مىنگريست ، يگانهايى را مىديد كه گاهى به سختى مىافتادند و گاه برمىگشتند . ولى او ( عبد الملك ) قيامى را سركوب كرد كه در آن هيچ يك از افراد مضر در آن روز كريم و بزرگوار نشد ] .
عبيد الله بن قيس الرّقيات باز همچنين سرود :
أن الرزية يوم مسكن و المصيبة و الفجيعة * يابن الحوارىّ الذى
لم يعده يوم الوقيعه * يا لهف لو كانت له
بالدّير يوم الدّير شيعه
[ فاجعه و مصيبت ( در جنگ مسكن ) بود . اى ابن حوارى كه در روز نبرد كشته شدى و آن روز را سپرى نكردى ، وا اسفاه ، اى كاش او در روز نبرد دير « 1 » در ميان اهالى دير راهبان حتى يك ياور داشت ] .
ابو عبد الله زبير گفت : در كتاب النسب مرثيههاى مختلفى را ذكر كردهايم و در اينجا آن چه را در كتاب النسب نيامده است ، آوردهايم .
349 . مدح مصعب و نكوهش مردم عراق توسط حارث مخزومى
حارث بن خالد مخزومى « 2 » ، بنى خالد بن اسيد را هجو و خاندان زبير را مدح و به آنان توصيه كرد تا در جنگ پايدار باشند :
هامش
( 1 ) . در ديوان آمده است : با لطف يوم الطف شيّعه ( اگر در روز واقعهء طف ( شهادت امام حسين ( ع ) بود ، او را پيروى مىكرد ) .
( 2 ) . حارث بن خالد بن عاص بن هشام بن مغيرة بن عبد الله بن عمرو بن مخزوم ، پدربزرگش ، عاص ، در جنگ بدر كشته شد . او در عصر بنىاميه زندگى كرد و از معدود شعراى قريش و اكثر اشعارش غزل بود . او از سوى يزيد بن معاويه والى مكه شد . ( شرح حالش در الأغانى 3 / 100 آمده است )