4 . احترام سلم بن زياد به طلحة بن عبد الله خزاعى
زبير برايم از مدائنى نقل كرد :
سلم بن زياد « 1 » به طلحة بن عبد الله بن خلف خزاعى « 2 » گفت : مىخواهم به مردى كه حق همراهى و هميارى و ياورى بر گردنم دارد ، هزارهزار درهم ( يك ميليون ) ببخشم .
در اين مورد نظرت چيست ؟ گفت : نظر من اين است كه آن را به يك دهم ( صد هزار ) قرار دهى . « 3 » سلم گفت : پانصد هزار درهم خواهم بخشيد . طلحه گفت : زياد است . او ادامه داد تا اينكه سلم به همان صد هزار درهم توقف كرد . سلم گفت : آيا به نظر تو صد هزار درهم براى مردى كه همراه و همنشين من بوده و برگردن من حق دارد كفايت مىكند ؟ طلحه گفت : آرى . سلم گفت : منظور من از آن كس تو بودى و جز تو در نظرم نبود . طلحه گفت :
آيا مرا كم مىانگارى . سلم گفت : به خدا سوگند چنين نمىكنم .
5 . مشاعرهء محمد بن عيسى جعدى و كنيز معشوقهاش بصيص
زبير برايم روايت كرد و گفت مصعب بن عبد الله از پدربزرگم عبد اللّه بن مصعب ، روايت كرد « 4 » :
محمد بن عيسى جعدى « 5 » عاشق كنيزى به نام بصيص « 6 » شد كه متعلق به نفيس ، مالك
هامش
( 1 ) . در اصل : سالم . سلم بن زياد بن ابى سفيان . بخشندهترين فرد خاندان آل زياد بود كه خراسان و سجستان را در 61 ق تحت فرمان خود داشت . ابن عوادهء شاعر در مورد او مىگويد :عتبت على سلم فلما هجرته * و خالطت أقواما بكيت على سلم[ بر درگاه سلم وارد شدم هنگامى كه از دنيا رفته بود ، با مردمى كه بر او مىگريستند همراهى كردم ]
او در بصره درگذشت . مردم خراسان هرگز به امير ديگرى بعد از سلم بن زياد عشق نورزيدند . ( المعارف ، ص 348 ، و طبرى 5 / 471 )
( 2 ) . او به علت جود و كرمش به طلحة الطلحات مشهور شد . گفته شده او در يك سال هزار كنيز آزاد كرد و همهء آنان فرزندشان را بعد از تولد ، به نام مولايشان طلحه ناميدند . ( المعارف ، ص 228 ؛ خزانة الادب 3 / 394 )
( 3 ) . به اين شكل در نسخهء خطى وارد شده است .
( 4 ) . اين مسئله به شكل خلاصه شده در الأغانى 13 / 118 و به روايت زبير از عمويش نقل شده است .
( 5 ) . در الأغانى به جاى جعدى ، جعفرى آمده است كه البته جعدى صحيح است . - م
( 6 ) . بصيص ، يكى از كنيزانى است كه در مدينه متولد شد . بسيار خوش صدا بود و يحيى بن نفيس نيز مولايش بود . گفته شده كه مهدى او را زمانى كه ولىعهد بود خريد . از او صاحب دخترى به نام « عليه » شد كه در اين