در چشم تو مىخوانم ، اگر اعتراف كنى و مىدانم حتى اگر انكار كنى . اگر انتخاب كرده باشى ، چشمهايت براى شناخت آن تنگ مىشود ؛ اگر انكار كنى ، چشمهايت براى انكار كردن آن بيرون مىزند و درشت مىشود ؛ اگرنه انتخاب كرده باشى و نه انكار كنى ، پس چشمهايت آرام هستند . اى برادرزاده ، مواظب باش از خاندانى فرومايه همسر انتخاب نكنى كه از دنيا ، پستى و فرومايگى به تو رسد و در پستى و رذيلت آنان شريك مىشوى و آنان با دنياى خود در زندگى تو تأثير گذارند . جوان گويد : برخاستم و به همين نصيحت بسنده كردم .
344 . استفادهء هند از شعر مالك بن اسماء
زبير گفت از عمويم مصعب شنيدم كه مىگفت مالك بن اسماء به هند گفت « 1 » :
ويژگى بوى خوشى كه استعمال مىكنى را برايم توصيف كن . پاسخ داد : آن را به تو نمىگويم تا كنيزان تو كه حيا ندارند آن را ياد بگيرند . اما او بر اين كار اصرار كرد . هند پاسخ داد آن را ياد نگرفتم مگر از شعرت ، جايى كه گفتى :
أطيب الطيب طيب أمّ ابان * فأر مسك بزنبق مفتوق
خلّطته بعنبر و بندّ * فهو أحوى على اليدين شريف
[ خوشبوترين بوى خوش ، بوى امّ أبان است كه با مشك ختن و بوى زنبق ، و عنبر آميختهاند و اين بسيار عالى است ، اگر در دستان انسان شريف قرار گيرد ] .
عمويم به من گفت : و اين بوى مادر تو است .
345 . ابو العتاهيه و شاعرى از خراسان
زبير گفت :
ثابت بن زبير بن هاشم مرا خبر داد « 2 » كه مأمون در حالىكه شاعرى خراسانى
هامش
( 1 ) . مالك بن اسماء بن خارجة بن حصن بن حذيفة الفزارى . شاعر غزلسراى عصر اسلامى بود كه پس از آنكه با هند ، خواهر زيباى حجاج ، ازدواج كرد ، از طرف حجاج به ولايت اصفهان گمارده شد . ( الأغانى 16 / 41 )
( 2 ) . در الأغانى 17 / 11 آمده است : شاعرى كه با ابو العتاهية مناظره كرد ، محمد بن مناذر بود . در 17 / 29 به روايت -