است . پس به خدا سوگند ، مىگوييم اين مرد به وحشت افتاده است .
337 . توصيف هشام بن عروه از معاويه
زبير گفت على بن صالح به نقل از جدش عبد الله از هشام بن عروه روايت كرد :
او به اين امر اعتقاد داشت : به خدا سوگند ، او همانگونه است كه بطحاء گفت . بطحاء مردى از قبيلهء عذره بود كه معاويه را مدح كرد و گفت :
ركوب المنابر و ثّابها * معن بخطبته مجهر
تريع إليه فصوص الكلام * إذا خطل النثر المهمر
[ معاويه فردى است كه بسيار بالاى منبر مىرود و بر روى آن مىجهد و با صدايى آشكار خطبه مىخواند . بهترين و نغزترين سخنان از او گفته مىشود در حالىكه گوينده و نثرپرداز ورّاج و پرحرف دائما در غلطهاى لفظى گرفتار مىشود ] .
بعد گفت : به خدا سوگند ، او چنان است كه رقيقه « 1 » گفت : او يكى از زنان قريش و مادرش دختر اسد بن عبد العزّى يا دختر خويلد بن اسد بود ، دربارهاش سرود :
ألا أبكيه ، ألا أبكيه * ألا كلّ الفتى فيه
[ هان كه براى او مىگريم ، براى او مىگريم ؛ آگاه باشيد كه همهء جوانمردى در وجود اوست ] .
338 . زينت كردن پيرزنان مدينه
زبير گفت :
ابو حمزه به نقل از ربيعة بن ابى عبد الرحمن « 2 » گفت : « 3 » گروهى از پيرزنان را در مدينه
هامش
- جاى آن دارالضيافه آل سعود براى پذيرايى و اسكان ميهمانان و شخصيتهاى خارجى بنا شده است . اين كوه در متون روايى و حديثى تقدس و جايگاه خاصى دارد . - م
( 1 ) . نامش در شاعرات العرب ، ص 112 آمده است .
( 2 ) . او ربيعة الرأى بن فروخ غلام آل المنكدر التيمىّ است . او در سال 63 در أنبار از شهرهاى عراق وفات كرد . از قديمىترين قضات بود كه سخنان زيادى از او نقل شد . ( المعارف 496 )
( 3 ) . اين خبر در عيون الاخبار 1 / 299 آمده است .