سخىّ بخيل أحمق متظرّف * جبان شجاع مستقيم مخالف
كذلك إنى عالم بك جاهل * كما أنّ قلبى منكر لك عارف
تلوّنت حتى لست أدرى من العمى * أريح سكون أنت أم أنت عاصف ؟
[ من در تو اخلاق پسنديده و ناپسند ديدم . تو محققا مانند كسى هستى كه توصيفش مىكنم : سخاوتمند و بخيل ، احمق و باهوش ، ترسو و شجاع ، راست و كج . به اين ترتيب من عالمى هستم كه به تو جاهلم . همانگونه كه قلبم آنچه را دربارهء تو مىداند ، منكر است . ويژگيهاى متفاوتى دارى ؛ طورى كه نمىدانم كه نسيم آرام هستى يا طوفان ؟ ] .
335 . از دعاهاى عمر بن عبد العزيز
ابو عبد الله زبير گويد عمر بن عبد العزيز گفت :
خداوندا ، تو را در چيزى كه نزد تو بهترين است ؛ يعنى در توحيد اطاعت مىكنم ، و تو را در چيزى كه نزدت بدترين است ؛ يعنى در كفر ، عصيان و سرپيچى نكنم . پس در مورد آنچه بين آن دو قرار مىگيرد از من درگذر .
336 . توصيف عبد الله بن زبير از معاويه
زبير به نقل از على بن صالح و از جدش به نقل از هشام بن عروه گفت :
روزى عبد الله بن زبير با ما نماز به جا آورد . لحظهاى پس از آن سكوت اختيار كرد .
مردم گفتند : در فكر فرو رفته است . او بعد از لحظهاى رو به ما كرد و گفت : پسر هند از اين كار كنار نمىرود « 1 » ، حتى اگر براى او هزينهء فراوانى داشته باشد كه در هيچكس بعد از او چنين نيابيد . به خدا سوگند ، اگر ما او را پراكنده و از خود جدا كنيم ، او نيز ما را پراكنده و جدا خواهد كرد . شير جنگ با چنگالهايش از او شجاعتر نيست . اگر ما با او مكر بورزيم ، او نيز با ما مكر خواهد كرد ؛ زيرا در زمين كسى زيركتر از او نيست . به خدا سوگند ، آرزو داشتم مادامى كه در اين كوه سنگ قرار دارد ، از او بهره بگيرم ( و آنگاه به كوه ابو قبيس « 2 » اشاره كرد ) عقل به او خيانت نمىكند و حتى يك بار هم دچار نقصان نشده
هامش
( 1 ) . منظور كار خلافت است .
( 2 ) . ابو قبيس : كوهى مشرف به كعبهء معظمه و مسجد الحرام است كه امروزه بخش عمدهاى از آن را تخريب و به -