كارى حرام است ، از گناه انجام دادن آن حرام مىترسى ؟ گفت : بله . گفت : براى انجام آنچه خدا حلال كرده است به اندازهء ترس از گناه در آنچه بر تو حرام كرده ، انتظار پاداش داشته باش .
330 . از گفتههاى ابى شريح خزاعى
زبير از عمويش ، مصعب بن عبد الله ، روايت كرد كه از واقدى شنيدم كه گفت :
ابن شريح خزاعى « 1 » از عاقلان و انديشمندان مدينه بود . او مىگفت : اگر مرا ديديد به آنجا رسيدم كه با كسى ازدواج كنم و يا كسى را به عقد سلطانى درآوردم ، بدانيد كه مجنون هستم و مرا دشنام دهيد . اگر مرا ديديد كه به كنيزى اجازه ندهم كه چوب ( خانهء ارباب ) خود را بر ديوار خانهام قرار دهد ، بدانيد كه مجنون هستم . بنابراين مرا دشنام دهيد . هركس از پدرم شريح روغن ، ماست يا چيزى گرفته آن را بخورد يا بياشامد كه بر او حلال است .
واقدى گفت : او اموالى در مدينه داشت كه بعد از اين سخن او ، مردم همهء آن را به غارت بردند .
331 . غزلسراترين شاعر
احمد بن سعيد به نقل از زبير و او از سليمان بن عياش سعدى روايت كرد كه ابو وجزه برايم نقل كرد :
نسابة البكرى را كه داناترين مردم بود در منى ديدم و از او سؤال كردم : كدام يك از شعراى غزلسرا از ديگران برتر بودند ؟ گفت : كسانى كه در شور و نشاط خود صادقترين بودند ؛ طورى كه اگر شعرش را بشنوى ، آرزوى ديدار او را داشته باشى . اما
هامش
( 1 ) . نام او خويلد بن عمرو ، يا عمرو بن خويلد است . بعضى نيز گفتهاند كعب بن عمرو يا هانى بن عمرو ، او قبل از فتح مكه اسلام آورد و در روز فتح مكه ، يكى از پرچمهاى قبيلهء بنى كعب بن خزاعه را حمل مىكرد . او در سال 68 ق در مدينه درگذشت . اين خبر در الاستيعاب به روايت مصعب از واقدى آمده است . ( الاستيعاب 4 / 102 ؛ الاصابه 4 / 102 )