تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣
و لا زال ذو البخل الضّنين بماله * ذميما إذا سام الرجال مذلّلا مضى و بقى ما كان حاز لوارث * فأعطى ذوى الأرحام يوما و أفضلا فقيل جزى الرحمن خيرا أخا الندى * و لا زال ملعونا أخا البخل متبلا
[ انسان نادارى كه فقر را عيبى براى خود مىداند پس در سرزمينهاى خدا مىگردد تا اين‌كه پولدار و متمكّن شود . وقتى سرزمينى را گشت شتر او با سرعتى كه حركت مىكند او را به بيابانى ديگر مىاندازد . هيچ ترس و واهمه‌اى او را منصرف نكرد و پيش رفت و مورد مذمّت هم قرار نگرفت و هنگامى كه به پول دست يافت به هركس كه اميدوارانه به سوى جود و كرم او مىآمد بخشش مىكرد . او به كسانى كه خواهان جود و بخشش هستند فراوان مىدهد ولى آدم بخيل خساست را ترجيح مىدهد . آدم بخيل همچون فرد افسرده اميدى به خيرش نيست و به كسى كه نيازمند كمك او است لطفى نمىكند . بنابراين انسان بخيل و انسان سخى بسيار باهم متفاوتند هنگامى كه بتوان در مجد و بزرگوارى يادى از آن دو كرد . ( بخيل ) انسان پستى است كه به كرمش اميدى نيست و هنگامى كه براى رفع حاجت نزد او مىروى اخمو مىشود . از اول نه مىگويد و بخل در او ريشه دوانده و هيچ چيز جز « نه » و « هرگز » نمىتواند ببخشد . در حالىكه انسان كريم ( سخى ) داوطلبانه مىبخشد در حالىكه مىخندد و زيبا مىشود و نيكو مىبخشد . به نظر او بذل و بخشش ثروت كارى درست است در حالىكه بخيل و ترسو از اين كار بيم دارد . پس آفرين و مرحبا بر كريمى كه مالش را از دست مىدهد و در كارهاى پسنديده پيشتاز است تا اينكه اجلش برسد . پس در طول روزگار قبرش را ابرها آبيارى مىكنند تا اينكه خداوند قلندرى ديگر را به جاى او خلق كند . و همواره به خير و نيكى ياد مىشود و تمجيد از او پسنديده است و بزرگواريش جاودانى . و انسان پست و بخيل هنگامى كه از مردان با مردانگى ياد مىشود مورد مذمت قرار مىگيرد . پس بخيل درگذشت و اندوخته‌اش را به وارث سپرد و يك روزه همه چيزش را به كسان خود بخشيد . پس مردم مىگويند خدا پاداش نيك به فرد كريم دهد و فرد بخيل نيز همواره مورد لعن و نفرين است و او را فاسد مىدانند ] . راوى گويد : احمر بن سالم مرى بر عبد الملك بن مروان وارد شد . به او گفت : اى
الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 443 | زبير بن بكار / اصغر قائدان