را به سوى خدا دراز مىكنم . بعد گفت : امير المؤمنين چقدر به تو عطا كرده است ؟ پاسخ داد : شصت هزار درهم . دستور داد همان قدر به او ببخشند .
325 . سئوال مروان بن حكم از ليلى اخيليه دربارهء توبة بن حمير
زبير گفت : عمر بن ابى بكر مؤملى به نقل از عبد الله بن ابو عبيدة بن محمد بن عمار بن ياسر گفت :
ليلى اخيليه بر مروان بن حكم وارد شد . مروان به او گفت : ليلى ، واى بر تو ، آيا توبه « 1 » به همانگونه است كه تو توصيف كردهاى ؟ ليلى پاسخ داد : خداوند تو را هدايت كند . به خدا سوگند ، من فقط حقيقت را گفتم ، شايد در آن مورد هم كوتاهى كرده باشم . من هرگز مردى را نديدم كه در هنگام مرگ دليرتر از او باشد و در بحبوحهء جنگ به سوى مرگ بشتابد ، در هنگامى كه جنگ شدت مىيابد و صداى نفير تير و كمانها ، به گوش مىرسد ، مرگ را به خود نزديك بداند . به خدا سوگند ، همانگونه كه بود ، گفتم :
فتى لم يزل يزداد خيرا لدن نشا * إلى أن علاه الشيب فوق المسائح
شجاع إذا الهيجاء شبّت مشايح * إذا حاد عن أقرانه كلّ شائح
تراه اذا ما الموت درّ بودقه * ضروبا طلى أقرانه بالصفائح
فعاد حميدا لا ذميما فعاله * وصولا لقرباه يرى غير كالح
[ جوانى كه همواره بر خيرش افزوده مىشد تا وقتى كه برف پيرى بر موهاى جلوى سرش نشست . شجاعى تلاشگر كه به هنگام طفرهرفتن دوستان تلاشگرش از صحنهء جنگ حمله مىكند . او را مىبينى وقتى مرگ چون باران روان شود چشم هماوردانش را با لبهء شمشير مورد ضرب و جرح قرار مىدهد . او كارهايش ستايش مىشود نه نكوهش ؛ و با نزديكانش با بدخويى قطع رابطه نمىكند ] .
مروان به او گفت : اى ليلى ، چگونه او را اينگونه توصيف مىكنى در حالىكه او دينش ( اعتقادش ) فاسد بود ؟ ليلى پاسخ داد : خداوند تو را هدايت كند . او مفسد نبود و
هامش
( 1 ) . منظور توبة بن حمير است .