سخنانت گوش دهد و از آن پيروى كند . خدا گويندهء اينگونه سخنان را بكشد و نيزهء تيز غزاله حرورى « 1 » را در قفسهء سينهاش بنشاند . آنگاه چنين سرود :
أسد علىّ و فى الحروب نعامة * ربداء تنفر من صفير الصافر
هلا برزت إلى غزالة فى الوغى ؟ * أم كان قلبك فى جناحى طائر
صدعت غزالة قلبه بفوارس * تركت نواظره كأمس الدابر
[ در برابر من مانند شيران هستى و در ميدان جنگ مانند شترمرغى تيرهرنگ كه از بانگ پرندگان مىترسد . « 2 » هان ، آيا در ميدان جنگ با غزاله رو در رو مىشوى يا اينكه قلب خود را در بالهاى پرندهاى قرار مىدهى ؟ كه غزاله قلب او را با تيرش شكافت و هيچ اثرى از او به جاى نگذاشت گويى چون روزگار گذشته هيچگاه وجود نداشته است ] .
وى سپس به كنيزش فرمان داد كه او را بيرون كند . هنگامى كه حجاج نزد وليد رفت ، وليد از او پرسيد : اى ابا محمد ، او را چگونه يافتى ؟ گفت : اى امير المؤمنين ، به خدا سوگند ساكت نشد تا جايى كه زير زمين براى من از روى زمين بهتر گرديد . وليد گفت : او دختر عبد العزيز بن مروان است . « 3 »
312 . تهنيت و تبريك با عباراتى مغلوط
احمد بن سعيد به نقل از زبير و او به نقل از محمد بن سلّام گفت :
مردى در مجلس حسن « 4 » ، تولّد نوزادى را به مردى به اينگونه تبريك گفت : « هنّاكه الله ، و هنا هوك حتى تكون كه و يكون كك » ؛ [ خداوند او را براى تو و تو را براى او مبارك گرداند تا تو و او مانند هم بشويد ] . حسن گفت : « به خدا سوگند بر كسى كه با زبان فارسى يا مانند تو سخن بگويد ، سرزنشى نيست » .
هامش
( 1 ) . غزالة همسر شبيب حرورى ( خارجى ) است كه حجاج از كشتن او ناتوان شد و از دست حجاج گريخت . او بسيار شجاع و سواركار ماهرى بود . ( مروج الذهب 5 / 321 )
( 2 ) . اين اشعار در ديوان خوارج ، ص 114 منسوب به عمران بن حطان آمده است .
( 3 ) . در مروج الذهب آمده : وليد خنديد به گونهاى كه بر روى دو پايش نشست بعد گفت : اى ابا محمد او دختر عبد العزيز است .
( 4 ) . منظور حسن بصرى است . - م