قرار ده كه به لحاظ خويشى با تو قرار گرفتهايم و از آنچه خداوند به روزى تو افزوده است ، بر ما نيز بيفزا .
عبد الملك گفت : چنين كردهام . جز اين نيست كه كسى مستحق بخشش من هست كه او نيز آن را ببخشد ، اما كسى كه گمان مىكند از ما بىنياز است ، ما او را به خودش وا مىگذاريم . او آنگاه از خالد انتقاد كرد و هزار در « 1 » را به عمرو اقطاع داد .
راوى گويد : اين خبر به خالد بن يزيد رسيد . پس گفت : آيا ابا لحرمان مرا تهديد كرده است ؟ قدرت خداوند بالاتر از قدرت اوست كه مانع شده است و بخشش او پايينتر از بخشش خداوند . امّا عمرو خود را بيشتر از آنچه گرفته ، به او فروخته است .
301 . نامهء عبد الله بن معاويه از زندان براى ابو مسلم
احمد بن سعيد براى ما از زبير خبر داد كه عبد الله بن معاوية « 2 » بن عبد الله بن جعفر « 3 » از زندان براى ابو مسلم ، همه كارهء دولت عباسيان ، نامهاى به اين شرح نوشت « 4 » :
« من الأسير فى يديه بلا ذنب اليه ، و لا خلاف عليه ، اما بعد : فآتاك اللّه حفظ الوصية ، و منحك نصيحة الرعية ، و الهمك عدل القضيّة ، فانّك مستودع ودائع ، و مولى صنائع ، فاحفظ و دائعك ، و اصلح صنائعك ، فان الودائع عارية ، و الصناع رعيّة ، فلا النعم علينا و عليك بمنزور نداها ، و لا مبلوغ مداها ، فنبّه للتفكر قلبك ، و اتّق اللّه ربّك ، و أعط من نفسك من هو تحتك من العفو ما تحبّ أن يعطيك من هو فوقك من العدل و الرأفة و الأمن من المخافة ، فقد أنعم اللّه عليك بأن فوّض أمورنا اليك ، فاعرف لنا حقّنا ، فإنّ علينا من نقل الحديد و ثقله أذى شديدا ، مع معالجة الأغلال ، و قلّة رحمة العمّال ، الذين تسهيلهم الغلظة ، و تيسيرهم الفظاظة ، ايرادهم علينا الغموم ،
هامش
( 1 ) . هزار در نام محلى در بصره و كلمهاى است فارسى يعنى شهرى كه هزار در دارد .
( 2 ) . عبد الله بن معاوية بن عبد الله بن جعفر بن ابيطالب از جوانمردان و بخشندگان و شعراى بنى هاشم بود . او در اعتقاداتش روش پسنديدهاى نداشت و به زندقه متمايل بود . او در كوفه خروج كرد و به نواحى كوهستانى و بعد خراسان رفت . ابو مسلم او را در آنجا گرفت و كشت . ( الأغانى 11 / 72 )
( 3 ) . عبد الله بن معاويه نوهء زينب ( س ) و از شيعيان مبارز عليه حكومت امويان بود . او را از غاليان شيعه دانستهاند . قيام او در تاريخ اسلام ماهيت عشيرهاى دارد ؛ اين قيام در بحبوحهء انتقال قدرت از امويان به عباسيان انجام و به دست عباسيان سركوب شد . - م
( 4 ) . چون متن نامه بسيار منشيانه و اديبانه است عينا نقل مىشود . - م