يسعى الفتى و حمام الموت مدركه * و كلّ يوم يدنّى للفتى أجلا
إنى لأعلم أنّى سوف يدركنى * يومى و أصبح عن دنياى مشتغلا
فليت شعرى و ليت غير مدركة * بأىّ حال ترى أضحى بنو ثعلا
أغزوا بنى ثعل فالغزو جدّكم * عدّوا الروابى و لا تبكوا لمن قتلا
ويها فدى لكم أمّى و ما ولدت * حاموا على مجدكم و اكفوا من أتّكلا
إذ غاب من غاب عنهم من عشيرتنا * و أبدت الحرب نابا كالحا عصلا
اللّه يعلم أنى ذو محافظة * ما لم يخنّى خليلى يبتغى بدلا
فإن تبدّل ألفانى أخا ثقة * عفّ الخليقة لا نكسا و لا وكلا
[ اى نوار ! كمى مهلت بده و عتاب و سرزنش را كم كن . هنگامى كه چيزى از دست رفت ، دربارهء آن سخن نگو و پشيمان نباش و دربارهء مالى كه آن را از دست دادم ، نگو دست نگه دار ؛ حتى اگر آن را به ديوانهها و جنّيان بخشيده باشم . انسان خسيس فقط يك روش براى استفاده از مالش مىبيند ؛ در حالىكه فرد بخشنده راههاى زيادى را در صرف آن مىبيند . انسان خسيس هنگامى كه مىميرد تعريفها و توصيفهاى بد به دنبال اوست و وارث او نيز به شتران و اموالش دست مىيابد ؛ در حالىكه تصديق كن ، وقتى تابوت انسان حمل مىشود ، آنچه را از كردار نيك بنا كرده و ساخته است ، او را بدرقه مىكند . مرا به سبب بخشيدن مالى كه با آن صلهء رحم كردهام ملامت مكن ؛ چرا كه بهترين روش استفاده از مال الفت دادن و وصل كردن مردمان به يكديگر است . همانا مىدانم كه روزى اجل مرا در مىيابد و من از دنياى خود روى برمىگردانم ؛ اى كاش مىدانستم ، كه البته دستنيافتنى است ، كه بنى ثعل ( قوم من ) در چه وضعيت و حالتى ديده خواهند شد . اى بنى ثعل بجنگيد كه جنگ ، همچون جنگيدن بزرگان و اشراف ، شانس و بهرهء شماست . و بر آن كس كه كشته شده نگرييد . بشتابيد ، كه مادرم و فرزندانش به فداى شما باد ، بزرگى و مجدتان را حفظ كنيد و از آنهايى كه بر شما تكيه كردهاند حمايت كنيد .
هنگامى كه از ميان آنان عدهاى از طايفه و قبيلهء ما ناپديد شدند و جنگ همچون حيوان درندهاى دندانهاى تيز و كجش را نمايان كرد ، خدا مىداند كه من بر دوست مواظبت و مراقبت دارم ، مادامى كه دوستم خيانت نكرده و ديگرى را جايگزينم نكند ؛