[ و زنى ملامتگر در شبى كه ستارهء عيّوق در آن ناپديد شد و در حال غروب كردن بود ، به ملامت كردن من شروع كرد . او از روى جهالت و گمراهى مرا به سبب بخشش مال در زمانى كه بخيل مالش را حفظ مىكند و كم مىبخشد ، ملامت مىكرد . مىگفت : مال و پولت را نزد خود نگهدار كه مال را نزد خسيسان معظم و مكرم مىبينم . مرا رها كن با مال و پولم ، همانا دارايى تو فراوان است و هركس براساس آنچه بدان خود را عادت داده است ، عمل مىكند و گرنه اندكى از ملامتت را بازدار و نظر و رأى كسى را كه او را ملامت مىكنى پشتوانهء سخن و نظر خود قرار بده . آيا نمىدانى هنگامى كه ميهمانى برايم برسد و ميزبانى مشكل باشد ، با قطعهء بزرگى از گوشت كوهان شتر از او پذيرايى مىكنم . همانا من نگهبان آبرو و شرافت و حقوق طايفهام هستم تا آنجا كه به آقايى و سرورى مىرسم .
به من مىگويند پول و مالت را ضايع كردى ، كمى ميانهرو باش . اگر آنچه مىگوييد نبود ، ويرانگر مالم نبودم . امروز از رزق بندگان بخوريد و بشارت دهيد كه فردا رزق و روزى شما به عهدهء خداست و او مقدّر كرده است . من از مالم تنها زره و اسب و نيزهاى بلند و شمشير هندى تيزى را ذخيره خواهم كرد . از ميان همهء مالها ، اينها براى من كافى است ؛ در حالىكه هرآنچه از مال دارم ، دارايى ديرينه است ] .
284 . از اشعار حاتم
همچنين براى من اين شعر را سرود : « 1 »
مهلا نوار ، اقلى اللّوم و العذلا * و لا اتقولى لشىء فاات ما فعلا ؟
و لا تقولى لمال كنت أهلكه * مهلا و إن كنت أعطى الجنّ و الخبلا
يرى البخيل سبيل المال واحدة * إنّ الجواد يرى فى ماله سبلا
إنّ البخيل إذا ما مات يتبعه * سوء الثناء و يحوى الوارث الإبلا
اصدق حديثك إنّ المرء يتبعه * ما كان يبنى إذا ما نعشه حملا
لا تعذلينى على مال وصلت به * رحما و خير سبيل المال ما وصلا
هامش
( 1 ) . ديوان ، 104 .