كدامين شما ابو البخترى هستيد ؟ گفتند : اين . آنگاه رو به من كرد و گفت : من حاتم را در خواب ديدم كه ماجراى تو را تعريف كرد و دشنامها و عيبجويىهاى تو را به من گفت و مرا خبر داد كه با شتر تو از ميهمانانت پذيرايى كرده است . در خواب برايم اين اشعار را سرود و چندين بار آن را خواند تا اينكه آن را حفظ كردم و به جاى شتر تو اين شتر سياه را فرستاد . آنان گفتند : آن شعرى را كه حفظ كردى برايمان بخوان . او اين ابيات را خواند . « 1 »
أبا خيبرىّ و أنت امرؤ * ظلوم العشيرة شتّامها
ماذا أردت إلى رمّة * بداوية صخب هامها
تبغى أذاها و تغتابها * و حولك غوث و أنعامها
و إنا لنطعم أضيافنا * من الكوم بالسيف نعتامها
[ ابا خيبرى ، تو فردى از قبيلهء ستمكاران هستى كه سرزنشكننده هستند . تو از گلهء گوسفندان چه مىخواستى كه فرياد و صداى هولناك سردادى ؟ و آنها را در حالىكه پيرامون تو چارپايان فراوان بودند آزار رساندى . ما ميهمانان را با گوشت بهترين شترها كه به شمشير پى مىكنيم ، پذيرايى مىكنيم ] .
بعد از آن ابو البخترى شتر را از عدى گرفت و بر آن سوار شد .
276 . حاتم بخشندهترين مردم در ميان زندگان و مردگان
احمد بن سعيد براى ما روايت كرد كه : زبير از عمر بن أبو بكر مؤملى ، از عبد الله بن ابى عبيدة بن محمد بن عمار بن ياسر گفت « 2 » :
گروهى نزد معاوية بن ابى سفيان نشسته بودند و در مورد جود و بخشش صحبت مىكردند . مردى در ميان آن افراد گفت : بخشندهترين مردم در ميان زندگان و مردگان حاتم طائى است . معاويه گفت : براى چه اين مطلب را گفتى ؟ به خدا سوگند ، مردى از قبيلهء قريش در يك مجلس چنان از اموالش مىبخشد كه حاتم و قومش حتى مانند آن را در اختيار ندارند . مرد پاسخ داد : اى امير المؤمنين ، به تو از جود و بخشش حاتم خبر دهم
هامش
( 1 ) . اين ابيات در ديوان او ص 120 آمده است .
( 2 ) . اينروايت در الأغانى 17 / 392 آمده اما فقط بيت اول ذكر شده است .