تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
جملات كوتاه جواب كسى را كه زياد سخن مىگويد ، بدهد . معاويه گفت : اين چه بلاغتى در ميان شماست ؟ پاسخ داد : سخن ، قلب‌هايمان را متلاطم مىكند و ما گرفتار او مىشويم ؛ همان‌طور كه موج گرفتار درياى متلاطم است . گفت : اين يعنى بلاغت ؟ پاسخ داد : اگر در سخن گفتن عجله كنى ، نمىتوانى آرامش داشته باشى و خطا نكنى .

251 . پرهيز از قريشى

زبير از محمد بن سلام برايم نقل كرد كه گفت : گويند از قريشى تا زمانى كه دست او به تو نمىرسد پرهيز كن . پس وقتى دست تو به او رسيد او را امان ده .

252 . ضرب‌المثل فارسى

زبير ، به نقل از محمد بن سلام گفت : عبّاد بن منصور ناجى ، قاضى بود . دو نفر پيش او رفتند . يكى از آنها ادّعا كرد كه صاحب و كفيل ديگرى است و گفت : من كفيل او هستم و او حقى بر من ندارد . قاضى گفت : من ضرب‌المثل اين كار را در فارسى و عربى برايت بازگو مىكنم و اما ضرب‌المثل عربى :
إذا ما المرء كان له كفيل * فأفلس أو لوى غرم الكفيل
[ انسانى كه ضامن و كفيلى دارد ، يا ورشكسته و مفلس مىشود يا زيان كفيل را پنهان مىكند ] . و ضرب‌المثل فارسى « با نياز دست الريش » « 1 » ( با نيازمند هم‌كاسه نشو ) .
هامش
( 1 ) . در نسخهء خطى اين كلمات فارسى با حروف واضح عينا به همين صورت آمده است . آن را بر دكتر حسين على محفوظ و دكتر احمد ناجى القيس عرضه كرديم . براى ما روشن ساختند كه كلمه آخر ( الريش ) تحريف شده است . اگر بپنداريم كه اين كلمه محرف ( مريش ) بوده است ، ممكن است معناى آن فعل نهى از مصدر ريشتن كه همان ريختن است باشد . لذا معناى جملهء فارسى نهى است كه : با نيازمند هم‌غذا نشو ؛ زيرا او بيشتر از تو مىخورد و بر تو خسارت مىآورد .