تهاجم و جنگ و در اينجا رستاخيز . پس وقتى نصر بن سيار والى خراسان شد ، خلف « 1 » دست بريده نزد او آمد وى را اكرام كرد و گفت :
نهار أمات الجود حينا و لم يكن * لصاحبنا علم بما فى المغيّب
لقد رجع الغازون و استؤنف الغنى * بنصر و عاش الجود بعد المهلّب
[ نهار ( بن سعد ) جود و بخشش را ميراند . در حالىكه مولاى ما از علم غيب آگاهى ندارد .
جنگجويان با پيروزى بازگشتند و شادى و پيروزى را از سر گرفتند ، جود و بخشش هم بعد از مهلب همچنان باقى ماند ] .
257 . شعر مروان بن ابى حفصه
زبير به نقل از خلّاد بن أرقط « 2 » روايت كرد و گفت :
مروان بن أبى حفصه « 3 » به خلف « 4 » گفت : شعرم را تصديق مىكنند ، به درستى كه مردم در مورد خودشان دچار اشتباه مىشوند . مردم آنگونه كه دوست دارند ، سخن مرا مىفهمند . پس من خود را اينگونه توصيف و تصديق مىكنم . آنگاه اين قصيده را با اين مطلع سرود :
حتى اذا وردت اوائل خيله * جيحان بثّ على العدوّ رعالها
[ هنگامى كه خيل سپاهيانش « 5 » بر ابتداى جيحان « 6 » وارد شد و طلايهداران خود را به سوى دشمن فرستاد ] .
او گفت : تو در اين قصيدهء اعشى « 7 » از او شاعرترى :
هامش
( 1 ) . خلف بن خليفه ، شاعر شيوا و شيرينسخن بود كه دستانش قطع شده بود . ( الشعر و الشعراء 602 )
( 2 ) . خلاد بن يزيد الأرقط يكى از راويان قبايل و آشنا به قبايل و اشعار آنها بود . ( الفهرست ، 156 )
( 3 ) . شاعر معروف اموى مروان بن سليمان بن يحيى بن ابى حفصه كه غلام مروان بن حكم بود . پدرش را در يوم الدار آزاد كردند . ( الشعر و الشعراء ، 649 )
( 4 ) . اين ماجرا در الأغانى 9 / 41 به روايت خلاد بن أرقط آمده است .
( 5 ) . اين بيت از قصيدهء بلندى است كه در مدح مهدى عبّاسى سروده شده و شريف مرتضى آن را در چندين جاى امالى ذكر كرده است . 1 / 540 ، 553 ، 556 و 569 .
( 6 ) . جيحان : رودى است در مصيصه ، در مرز شام ، كه از روم سرچشمه گرفته و به درياى شام مىريخت .
( 7 ) . اعشى ، شاعر جاهلى معروف نامش أبو بصير ميمون بن قيس . اين بيت در ديوانش نقل شده است .