تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
فقر و عجز مرا مطلّع كن . صقب گفت : فقر اين است كه انسان به آنچه دارد بىنياز نشود ، حتّى اگر همنشين طلا باشد ؛ امّا عجز مثل جوان ضعيفى است كه همنشين زن و پيرو او باشد . اگر عصبانى شد ، او را خشنود سازد و اگر خشنود بود ، به او هديه دهد . او كسى است كه نبايد زنده باشد و زنان مثل او را نبايد بزايند . نعمان گفت : مرا از بدترين ننگ و بدترين بيمارى آگاه كن . پاسخ داد : بدترين ننگ ، زن سليطه و بداخلاق است كه بدون دليل عصبانى يا خوشحال مىشود و همسرش از او آسوده نيست و آرامش حال ندارد . اگر سخن بگويد ، سخن نادرست گويد و اگر مال و ثروتى داشته باشد ، آن مال به او نفعى نرساند . خداوند شوهر چنين زنى را از دست او نجات دهد و خانواده‌اش از او بهره‌اى نبرند . اما بدترين بيمارى ، همسايهء بد است . اگر با او مراوده داشته باشى ، به تو ظلم مىكند . اگر با او ديدار نكنى ، دشنامت دهد و اگر با او سخن بگويى ، به تو بهتان زند . اگر همسايه‌ات اين‌گونه است ، خانه‌ات را ترك كن و با سرعت از آنجا بگريز . پس اگر ناچار به ماندن هستى ، يا چون سگ درنده باش يا با خوارى و حقارت در آن زندگى كن .

250 . گفت‌وگو بين معاويه و صحار عبدى

ابو عبد الله زبير گويد : معاوية بن ابى سفيان به صحار عبدى « 1 » كه رنگ پوستش تيره بود ، گفت « 2 » : اى برادر عبد القيس . صحار گفت : لقب عبد القيس براى من ننگ نيست . گفت : اى سرخ‌روى . پاسخ داد : طلا قرمز است . گفت : اى نيلگون ( كبودرنگ ) . پاسخ داد : مرغ شكارى كبودرنگ است . معاويه گفت : آيا شما سخنورترين اعراب هستيد ؟ گفت : اين‌چنين مىگويند . معاويه ادامه داد : در بين شما چه كسى از همه خطيب‌تر است ؟ پاسخ داد : كسى كه با
هامش
( 1 ) . صحار بن عباس ( يا عباس ) بن صخر بن شراحيل بن منقذ العبدى ، يكى از صحابه‌اى است كه اخبار نيكويى از او نقل كرده‌اند . او بليغ و نسب‌شناس ، و از طرفداران عثمان بود كه در سال 46 در بصره وفات كرد . ( الاصابة 2 / 170 ) . ( 2 ) . براى مطالعهء اين‌روايت ، رك : البيان و التبيين 1 / 96 و 4 / 46 ، عيون الاخبار 2 / 172 ، الاصابة 2 / 170 ، و الصناعتين ص 32 .