ديدار كن . موالى را عيب و نقصى نيست و نه كوتاهيى كه مانع از رسيدن آنها به بزرگىها شود . دربارهء زنان موالى مىگويند به آنها نزديك نشويد ، اى كاش ما همگى موالى بوديم ] .
239 . شعر براى ابراهيم بن اسماعيل كاتب
زبير براى ابراهيم بن اسماعيل بن داود كاتب « 1 » چنين سرود :
إنّ التى فخرت عشيّة زرتها * بكلامها الفتّان و الإعراض
فخرت عليك بأنها عربيّة * فتعرّضت لمفاخر نقّاض
فأجبتها إنى ابن كسرى و ابن من * دان الملوك له به غير تراض
فتطأطأت و تضاءلت من زهوها * لفخار أصيد للذرى خفّاض
و لقد أقى عرضى بما ملكت يدى * و أرى العروض و قاية الأعراض
[ ديشب زنى را كه با سخن فريبا و روى گردانى قصد فخرفروشى بر من داشت ، ديدم . او به نژاد عربيش در مقابل تو فخر كرد ولى نمىدانست كه در مقابل فخركنندهاى كه جواب مىدهد قرار گرفته است . « 2 » پس من به او گفتم من فرزند كسرا و كسى هستم كه ديگر پادشاهان حتى با اكراه هم در مقابلش خاضعند . پس آهسته قدم برداشت و از آن ناز و غرور خود پايين آمد ، در مقابل فخركنندهاى كه حتّى قلّهها را هم پايين مىآورد . پس آبرويم را با آنچه كه در دست دارم حفظ مىكنم و همانا آدم با آبرو ، سپرى براى آبروى ديگران است ] .
240 . شعر كثير شاعر
ابو عبد الله زبير ، به نقل از كثير اين شعر را برايم سرود :
هامش
- حقوق اجتماعى برخوردار گردند . از اينرو به سبب بستن آن پيمان ، به عنوان موالى يا بندگان معروف مىشدند .
( 1 ) . ابو اسحاق ابراهيم بن اسماعيل بن داود كاتب شاعرى كه يك شعر او 70 صفحه است و كتابى به نام رسائل نيز دارد او از پيشروان فن بلاغت است . ( الفهرست 179 و معجم المؤلفين 1 / 14 )
( 2 ) . بيت 2 و 3 و 5 در معجم البلدان 4 / 78 آمده است .