203 . مرثيهء زبير بر محمد بن عروه
احمد بن سعيد براى ما نقل كرد و گفت كه زبير در مورد محمد بن عروه « 1 » اينگونه سرود :
يا هالكا ترك الدموع كأنها * و شلّ تغلغل من معين مهمل
لو كنت أعلم أن بينك عاجل * يوم الوداع فعلت ما لم أفعل
[ اى كسى كه در حال مرگ هستى ، اشكها را چون قطرههاى آبى كردى كه از سرچشمه ، سريع در حال جوشيدن است . اگر مىدانستم كه لحظهء جدايى من و تو نزديك است در هنگام وداع ، كارهايى را كه تاكنون نكردهام ، انجام مىدادم ] . « 2 »
204 . شعر ابى خياط در مورد مالك بن انس
زبير اين شعر ابى خياط را برايم نقل كرد كه براى مالك بن انس سروده بود : « 3 »
يأبى الجواب فما يكلّم هيبة * و السائلون نواكس الأذقان
هدىّ النبى و عز سلطان التقى * و هو المهيب و ليس ذا سلطان
[ از جواب گفتن ابا كرد و به خاطر شكوه و هيبت خود سخن نگفت ، و نيازمندان در برابر او سر فرود آوردهاند ، هدايت يافتهء پيامبر و مايهء افتخار سلطان پرهيزكارى است ؛ او هيبت و عظمتى دارد ، با اينكه سلطان نيست ] .
هامش
( 1 ) . محمد بن عروة بن زبير بن عوام از دوستداشتنىترين پسران عروه نزد پدر و بسيار زيبا بود . دربارهء زندگى او رك : جمهرة نسب قريش 1 / 277 ، نسب قريش ص 247 ، و تهذيب التهذيب 9 / 343 .
( 2 ) . در ديوان جرير بيتى شبيه اين در قصيدهاى طولانى ص 443 آمده است و آن اين است :« لو كنت اعلم ان آخر عهدكم * يوم الرحيل فعلت ما لم افعل »[ اگر مىدانستم كه اين آخرين ديدار در روز كوچيدن توست آنچه را نكردم ، انجام مىدادم ] .
( 3 ) . امام ابو عبد الله مالك بن انس اصبحى مدنى در سال 179 وفات كرد . اين دو بيت در الانباه اثر ابن عبد البر ، ص 45 و زهر الادب 115 و ربيع الابرار 3 / 181 بيان شده و اين اولين روايت است . روايت دوم اين است :« ادب الوقار و عزّ سلطان التقى * فهو المطاع و ليس ذالسلطان »[ او متين و باوقار و عزت سلطان پرهيزكار است كه همه از او اطاعت مىكنند ؛ هرچند كه سلطان نيست ] .
ابن خياط نيز ، عبد الله بن سالم مكى است .